Have a frog in one’s throat

 

صدا گرفتگی

(اصطلاح Have a frog in one’s throat)

اصطلاح Have a frog in one's throat

 

مثال:

Excuse me, I can’t talk clearly

ببخشید مرا من واضح نمی توانم صحبت کنم.

I have a frog in my throat

من صدام گرفته شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرداد ۱۵, ۱۳۹۸

۰ پاسخ به "Have a frog in one's throat"

    ارسال یک پیام

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    X