Like a fish out of water

 

متعلق نبودن، حس تنهایی

(اصطلاح Like a fish out of water)

اصطلاح Like a fish out of water

 

مثال:

For the first few days in New York

برای چند روزی در نیویورک

I was like a fish out of water

من احساس ناراحت کننده ای داشتم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرداد 15, 1398

0 پاسخ به "Like a fish out of water"

ارسال یک پیام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X