دیوانه شدن، خشمگین شدن

[اصطلاح انگلیسی]

آمریکایی

/bloʊ wʌnz tɑp/

(اصطلاح Blow one’s top)

 

مثال:

Mom blew her top when she saw the room in a mess

مادر وقتی اتاق را دید بهم ریخته است خشمگین شد.

Blow one's top

مترادف / Synonym

ندارد

متضاد / Antonymn

ندارد

اپلیکیشن های دیکشنری و لغت اینترلن

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.