Blow one’s top

 

دیوانه شدن، خشمگین شدن

(اصطلاح Blow one’s top)

اصطلاح Blow one's top

 

مثال:

Mom blew her top when she saw the room in a mess

مادر وقتی اتاق را دید بهم ریخته است خشمگین شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرداد ۱۵, ۱۳۹۸

۰ پاسخ به "Blow one's top"

    ارسال یک پیام

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه متعلق به مجموعه اینترلن است
    X