در این صفحه، نمونه رایتینگ انگلیسی را در پنج سطح A1 تا C1 میبینید که همگی درباره یک موضوع آشنا نوشته شدهاند. همچنین یاد میگیرید کدام نمونه به سطح شما نزدیکتر است و چطور از آن برای نوشتن متن خودتان استفاده کنید. اگر متن پیشرفتهای را بخوانید اما هنوز نتوانید چند جمله ساده درباره همان موضوع بنویسید، آن متن الگوی مناسبی برای شروع نیست. نمونه خوب باید به شما نشان دهد قدم بعدی چیست، نه اینکه فقط واژههای تازهای پیش رویتان بگذارد.
برای اینکه تفاوت سطحها روشن باشد، موضوع نمونهها را ثابت نگه میداریم: یک فعالیت موردعلاقه. در سطح A1، نویسنده میتواند فعالیت را معرفی کند و چند جمله کوتاه درباره آن بنویسد. در A2، جزئیاتی مانند زمان و دلیل علاقهاش را اضافه میکند. در B1، همان ایده را توضیح میدهد و برای آن مثال میآورد. در B2 و C1، انتخاب واژهها، ارتباط جملهها و شیوه پرداخت ایده دقیقتر میشود. به این ترتیب، تفاوت متنها را میبینید، نه فقط تفاوت طول آنها را.
لازم نیست از همان ابتدا شبیه پیشرفتهترین نمونه بنویسید. ابتدا متنی را پیدا کنید که بیشتر جملههایش را میفهمید و میتوانید ساختار آنها را با موضوع خودتان به کار ببرید. بعد به نمونه سطح بعد نگاه کنید: چه اطلاعاتی اضافه شده است؟ نویسنده چگونه دلیل میآورد یا جملهها را به هم وصل میکند؟ این مقایسه کمک میکند برای بهتر کردن نوشتهتان هدف مشخصی داشته باشید؛ مثلاً یک مثال اضافه کنید یا ارتباط دو جمله را روشنتر بنویسید.
خواندن نمونه، بهتنهایی تمرین رایتینگ نیست. پس از خواندن، درباره همان موضوع چند جمله با تجربه و نظر خودتان بنویسید. سپس نوشتهتان را کنار نمونه همسطح بگذارید و یک بخش را بازنویسی کنید. در آموزش آنلاین اینترلن نیز تمرین و بازخورد به زبانآموز بر همین توجه به نوشته خود او تکیه دارد. هدف این مقاله هم کپیکردن یک متن آماده نیست؛ قرار است ببینید یک ایده ساده چگونه مرحلهبهمرحله روشنتر، دقیقتر و منسجمتر نوشته میشود.
از کجا بفهمم کدام نمونه رایتینگ برای سطح من مناسب است؟
برای انتخاب نمونه مناسب، همه متنها را درباره یک موضوع بخوانید: «فعالیت موردعلاقه من». اگر موضوع هر نمونه فرق کند، تشخیص اینکه تفاوت متن از سطح زبان میآید یا از خود موضوع، دشوار میشود. هنگام خواندن، فقط تعداد کلمات را نشمارید. ببینید نویسنده چگونه جمله میسازد، چرا آن فعالیت را دوست دارد و تا چه اندازه میتواند درباره تجربهاش توضیح بدهد. جدول زیر برای مقایسه اولیه است؛ طولها تقریبیاند و جای تعیین سطح دقیق را نمیگیرند.
| سطح | طول تقریبی | نوع جمله | پرداخت ایده |
|---|---|---|---|
| A1 | ۲ تا ۳ جمله | کوتاه و ساده | نام فعالیت و یک علاقه |
| A2 | ۳ تا ۴ جمله | ساده، با چند پیوند | زمان یا دلیل انجام فعالیت |
| B1 | ۴ تا ۶ جمله | ترکیبی و متنوعتر | دلیل همراه با یک مثال |
| B2 | ۶ تا ۸ جمله | منسجم و دقیقتر | توضیح تجربه و نتیجه آن |
| C1 | ۸ تا ۱۰ جمله | متنوع و هدفمند | نگاه چندجانبه به موضوع |
فرض کنید فعالیت موردعلاقه شما کتابخواندن است. در A1 ممکن است فقط بنویسید که کتاب خواندن را دوست دارید و هر شب کتاب میخوانید. در A2 میتوانید اضافه کنید چه نوع کتابی را ترجیح میدهید و چرا. در B1، یک تجربه مشخص میآورید؛ مثلاً توضیح میدهید کتابی چگونه شما را به یک موضوع تازه علاقهمند کرده است. در B2، میان آن تجربه و دلیل علاقهتان پیوند روشنتری میسازید. در C1، میتوانید علاوه بر تجربه شخصی، به محدودیتهای این فعالیت هم اشاره کنید و همچنان متن را یکپارچه نگه دارید.
انتخاب نمونه با یک آزمون کوتاه
- یکی از نمونهها را بخوانید و سپس آن را کنار بگذارید. درباره فعالیت موردعلاقه خودتان بنویسید. نمونه مناسب، متنی است که بتوانید مشابه آن را بدون کپیکردن بسازید.
- اگر برای نوشتن هر جمله مجبورید ساختار متن نمونه را عیناً تکرار کنید، احتمالاً آن نمونه برای تمرین مستقل شما دشوار است. یک سطح سادهتر را امتحان کنید.
- اگر متن مشابه را بهراحتی مینویسید، سطح بعد را بررسی کنید. هدف این نیست که جملهها را فقط بلندتر کنید؛ تلاش کنید دلیل روشنتر، مثال مرتبطتر و ترتیب منطقیتری به متن بدهید.
برای مقایسه، یک جمله بلند همیشه از چند جمله کوتاه پیشرفتهتر نیست. ممکن است نویسنده چند ایده نامرتبط را با «and» به هم وصل کرده باشد، اما هنوز نتواند رابطه آنها را توضیح دهد. برعکس، یک متن کوتاه میتواند انتخاب واژه دقیق و ترتیب فکر روشنی داشته باشد. تفاوت سطح بیشتر در پیچیدگی و کنترل بیان دیده میشود، نه صرفاً در تعداد کلمات یا استفاده از واژههای دشوار.
پس از نوشتن، متن خود را با نمونه همان موضوع مقایسه کنید: آیا فعالیت را معرفی کردهاید؟ آیا دلیل علاقهتان روشن است؟ آیا مثال شما واقعاً آن دلیل را توضیح میدهد؟ در آموزش آنلاین اینترلن، بازخورد و بازنویسی بر همین فاصله میان آنچه زبانآموز قصد بیانش را دارد و آنچه روی صفحه نوشته است تکیه میکند. شما هم میتوانید پس از دریافت بازخورد، فقط یک بخش را بازنویسی کنید؛ مثلاً دلیل مبهم را با یک تجربه مشخص جایگزین کنید. این کار برای رشد نوشتن مفیدتر از حفظکردن یک نمونه پیشرفته است. اگر هنوز درباره سطح خود تردید دارید، این مقایسه را راهنمای انتخاب تمرین بدانید، نه نتیجه قطعی تعیین سطح.
نمونه رایتینگ انگلیسی ساده در سطح A1 چه شکلی است؟
برای دیدن شکل یک رایتینگ ساده در سطح A1، موضوع «رفتن به پارک با خانواده» را انتخاب میکنیم. این موضوع آشناست و برای نوشتن درباره آن به اطلاعات تخصصی نیاز ندارید. در متن زیر، نویسنده با جملههای کوتاه میگوید چه کاری انجام میدهد و چرا آن را دوست دارد. همین موضوع را میتوان در سطحهای بالاتر با جزئیات و جملههای پیچیدهتر نوشت؛ اما اینجا هدف، رساندن روشنِ یک فکر ساده است.
هنگام خواندن نمونه، به ترتیب اتفاقها دقت کنید: رفتن به پارک، کارهایی که آنجا انجام میشود و دلیل علاقه نویسنده به این برنامه. لازم نیست برای نوشتن یک متن قابلفهم، از همان ابتدا سراغ واژههای دشوار بروید.
On Saturdays, I go to the park with my mother and my brother. The park is near our home. We walk there in the morning. I take a small bag. I put water and a ball in it. My brother takes his bike. We see many trees and flowers. I like the green trees. I also like the fresh air.
First, we walk on a small path. My mother and I talk about our week. My brother rides his bike near us. Then, we sit on a bench. We drink water and eat an apple. After that, I play with the ball. My brother plays with me. Sometimes, we see our friends at the park. We say hello and play together.
I like this time with my family. I am happy when we are together. I like the park because I can move and play. I also like it because I can talk to my mother. We do not need a big plan. We just walk, play, and have fun. At noon, we go home. I am a little tired, but I feel good. I want to go again next Saturday.
راهنمای فهم متن: نویسنده معمولاً شنبهها با مادر و برادرش به پارک نزدیک خانه میرود. آنها قدم میزنند، خوراکی میخورند و بازی میکنند. در پایان، نویسنده توضیح میدهد که هم بازیکردن را دوست دارد و هم کنار خانواده بودن را. برای فهم متن، این مسیر کلی را دنبال کنید؛ لازم نیست هر جمله را واژهبهواژه به فارسی برگردانید.
- گفتنِ کار: جملههایی مانند I go to the park و We walk there مستقیم میگویند چه اتفاقی میافتد. برای متن خودتان، میتوانید «پارک» را با مکانی آشنا عوض کنید.
- گفتنِ دلیل: در I like the park because I can move and play، واژه because به پرسش «چرا دوستش دارم؟» پاسخ میدهد.
- مرتبکردنِ جملهها: First، Then و After that کمک میکنند چند کار ساده را به ترتیب بنویسید.
- واژههای قابلاستفاده: park، home، family، walk، play و happy برای موضوعهای روزمره کاربرد دارند.
برای تمرین، همان دو پرسش را درباره یک برنامه واقعی از زندگی خودتان جواب دهید: «چه کاری میکنم؟» و «چرا دوستش دارم؟» نخست چند جمله کوتاه بنویسید. سپس متن را دوباره بخوانید و ببینید آیا خواننده ترتیب کارها و دلیل علاقه شما را میفهمد یا نه. در بازنویسی، بهجای افزودن واژه دشوار، یک جمله مبهم را روشنتر کنید. بازخورد آموزشی نیز زمانی به کار میآید که بدانید دقیقاً کدام جمله نیاز به اصلاح دارد.
در نمونه رایتینگ A2 چه چیزی به متن ساده اضافه میشود؟
برای دیدن تفاوت سطحها، موضوع «رفتن به پارک» را ثابت نگه میداریم. در A2 هنوز قرار نیست درباره این موضوع ایدهای پیچیده بنویسیم. تفاوت این است که خواننده فقط نمیفهمد نویسنده پارک را دوست دارد؛ میفهمد چه زمانی رفته، با چه کسی بوده، چه کرده و از آن تجربه چه احساسی داشته است.
Last Friday, I went to the park near our home with my sister. We went there in the afternoon because the weather was nice. First, we walked around the park and talked about our week. Then, we played badminton for an hour. I was tired, but I felt happy. After that, we bought some water and sat under a tree. I like this park because it is quiet and I can spend time with my sister there.
این متن با واژههای دشوار ساخته نشده است. جزئیات آشنا، تجربه را روشنتر کردهاند. Last Friday و in the afternoon زمان را مشخص میکنند. near our home جای پارک را نشان میدهد. همراهبودن خواهر و بازیکردن با او هم متن را از چند جمله کلی درباره پارک به روایت یک تجربه شخصی کوتاه تبدیل میکند. این اطلاعات به خواننده کمک میکنند اتفاق را دنبال کند، نه اینکه فقط چند جمله جدا از هم بخواند.
- ترتیب اتفاقها: عبارتهای First، Then و After that نشان میدهند کدام کار زودتر انجام شده است. این اتصالها سادهاند و برای روایت یک گردش کوتاه کافی هستند.
- دلیل و احساس: جمله because the weather was nice دلیل رفتن را میگوید. در I was tired, but I felt happy، واژه but دو احساس متفاوت را بهطور طبیعی کنار هم میآورد.
- جزئیات انتخابشده: پیادهروی، بدمینتون و نشستن زیر درخت به موضوع مربوطاند. متن لازم نیست همه چیز، از آمادهشدن در خانه تا برگشتن، را شرح بدهد.
اگر متن A1 درباره همین موضوع فقط بگوید «به پارک میروم» و «پارک را دوست دارم»، متن A2 یک قدم جلوتر میرود: یک موقعیت مشخص را روایت میکند. فعلهای سادهای مانند went، walked و played نشان میدهند نویسنده درباره اتفاقی در گذشته حرف میزند. در پایان نیز با because توضیح میدهد چرا آن پارک را دوست دارد. پس پیشرفت را میتوان در انتخاب اطلاعات و رابطه میان جملهها دید، نه فقط در تعداد کلمات.
طولانیکردن جملهها بهتنهایی نشانه پیشرفت نیست. اگر چند اتفاق نامرتبط را با and به یک جمله وصل کنید، ممکن است خواندن متن سختتر شود، بیآنکه معنای بیشتری منتقل کند. برای نمونه، در متن بالا «خسته بودم» و «خوشحال بودم» در یک جمله آمدهاند، چون but رابطه مشخصی میان آنها میسازد. اما زمان گردش، بازی و استراحت در چند جمله کوتاه بیان شدهاند تا ترتیبشان روشن بماند.
برای تمرین، ابتدا درباره یک گردش واقعی یا خیالی چهار جمله کوتاه بنویسید. سپس فقط سه چیز به آن اضافه کنید: زمان یا مکان، یک کار مشخص، و دلیل یا احساس خودتان. در بازنویسی، هر عبارت را بررسی کنید: آیا به خواننده کمک میکند تجربه را بهتر بفهمد؟ بازخورد آموزشی اینترلن نیز میتواند بر همین پرسش متمرکز باشد؛ یعنی پیش از بلندترکردن متن، روشنبودن جملهها و ارتباط میان آنها بررسی شود.
نمونه رایتینگ B1 چگونه یک ایده را توضیح میدهد؟
در سطح B1، نویسنده فقط نمیگوید به چه چیزی علاقه دارد؛ توضیح میدهد چرا آن را دوست دارد و این علاقه در زندگیاش چه شکلی پیدا میکند. متن زیر درباره علاقه به نقاشی است. دقت کنید که هر پاراگراف از ایده قبلی جلو میرود: ابتدا دلیل علاقه را میخوانیم، بعد نمونهای از یک تجربه واقعی را میبینیم و در پایان به نگاه نویسنده به آینده میرسیم.
My favourite hobby is drawing. I draw in the afternoon, after I finish my schoolwork. I like this activity because it helps me notice small things around me. For example, when I draw a tree, I look carefully at the shape of its leaves and the colours of its branches. Before I started drawing, I often walked past the tree without really seeing it. Now, even a short walk can give me an idea for a picture.
Drawing is also a good way to spend time with my family. Last weekend, my younger brother asked me to draw our cat. At first, I thought it would be easy, but the cat kept moving. So I took a photo and used it to finish the picture. My brother chose the colours, and we laughed when we saw that the cat looked too serious. That small project gave us something to talk about. I do not need expensive tools for this hobby. A pencil and a piece of paper are enough when I want to practise.
Sometimes I feel disappointed when a drawing does not look the way I imagined it. However, I keep my old pictures instead of throwing them away. When I compare them with my new ones, I can see changes in my work. Next month, I want to draw the same tree again and pay more attention to the light. Drawing may not become my job, but I want to continue because it makes my everyday life more interesting.
- مقدمه: علاقه نویسنده را معرفی میکند و یک دلیل مشخص میآورد: نقاشی کمک میکند به جزئیات اطرافش توجه کند. مثال درخت، این دلیل را قابلتصور میکند.
- توضیح: با عبارت «Drawing is also» جنبه دیگری از همان علاقه را باز میکند. ماجرای کشیدن گربه نشان میدهد نقاشی چگونه به فرصتی برای وقتگذرانی با خانواده تبدیل شده است.
- جمعبندی: با «However» از دشواری نقاشی به ادامه دادن تمرین میرسد. جمله پایانی نیز به موضوع اصلی برمیگردد و متن را تمام میکند.
این گذارها باعث میشوند متن شبیه فهرستی از جملههای جداگانه نباشد. هر بخش اطلاعات تازهای به موضوع اضافه میکند، نه اینکه همان حرف را با واژههای دیگر تکرار کند. تکرار یک دلیل ضعف رایج رایتینگ در این سطح است؛ برای مثال، نویسنده چند بار میگوید «نقاشی را دوست دارم چون سرگرمکننده است»، اما توضیح نمیدهد چه چیزی آن را سرگرمکننده میکند. هنگام بازنویسی، از خود بپرسید: آیا جمله بعدی دلیل، مثال یا نتیجه تازهای دارد؟ در تمرین و بازخورد نوشتاری اینترلن نیز میتوان همین پرسش را مبنای اصلاح متن قرار داد.
در رایتینگ B2 چطور ایدهها را دقیقتر و منسجمتر بنویسیم؟
در این نمونه، موضوع آشنا «کتاب خواندن در اوقات فراغت» است. نویسنده فقط نمیگوید به مطالعه علاقه دارد؛ آن را با تماشای ویدئو مقایسه میکند، برای نظرش مثال میآورد و یک محدودیت را هم میپذیرد. این تغییر، تفاوت اصلی متن B2 با متنی است که صرفاً چند جمله درست درباره علاقه شخصی دارد.
نمونه متن B2
When I have free time, I usually choose a book rather than a video. Both can tell an interesting story, but reading gives me more space to imagine the people and places for myself. Last month, for example, I read a story set in a small coastal town. The writer described the streets in only a few lines, yet I could picture them clearly. When I later watched a short video about a similar place, I enjoyed the images, but I spent less time thinking about the setting.
Reading also helps me notice how ideas are expressed. If a character changes their mind, I can go back to an earlier page and look for the reason. This is harder when I watch a video because the story keeps moving unless I pause it. For someone learning English, this difference can be useful. I sometimes write down a sentence that expresses an opinion clearly and then try to use the same structure in my own writing. In this way, reading becomes more than entertainment: it gives me examples I can study.
However, I do not think books are always the better choice. After a long day, concentrating on a difficult chapter can feel tiring, while a short video may help me relax. Videos can also make unfamiliar situations easier to understand because I can see people’s expressions and hear their voices. For this reason, I try to choose according to my purpose. If I want a quick break, I watch something short. If I want to explore a story and pay attention to its language, I pick up a book. The important point is not to reject one activity, but to understand what each one offers.
متن با یک ترجیح روشن شروع میشود، اما در همان پاراگراف اول دلیل و مثال میآورد. در پاراگراف دوم، بحث از «لذت مطالعه» به «یادگیری از شیوه بیان» میرسد؛ نویسنده توضیح میدهد این فایده را چگونه در نوشتن خود به کار میگیرد. پاراگراف آخر نیز نظر متفاوت را جدی میگیرد: گاهی ویدئو برای استراحت یا فهم موقعیت ناآشنا مناسبتر است. نتیجه، از همین مقایسه به دست میآید و ناگهانی به متن اضافه نشده است.
- انتخاب زبانی اول: محدود کردن ادعا. عبارت I do not think books are always the better choice بهجای حکم قطعی، راه را برای بررسی استثنا باز میکند. واژه always مهم است: نویسنده علاقه خود به کتاب را حفظ میکند، اما ادعا نمیکند کتاب در هر شرایطی بهتر است.
- انتخاب زبانی دوم: نشان دادن رابطه ایدهها. جمله If I want a quick break, I watch something short انتخاب را به هدف وابسته میکند. جمله بعدی همان ساختار را برای هدفی دیگر به کار میبرد؛ بنابراین مقایسه برای خواننده روشن میشود، بیآنکه متن با عبارتهای پیوندی پیاپی پر شود.
انسجام یعنی هر جمله به پیشبرد ایده کمک کند، نه اینکه بین همه جملهها عبارتی مانند however یا moreover قرار بگیرد. برای تمرین، همین متن را با ترجیح خودتان بازنویسی کنید: یک دلیل، یک مثال و یک موقعیت مخالف بیاورید. در بازخورد آموزشی اینترلن نیز میتوان بررسی کرد که مثالها واقعاً ادعاها را توضیح میدهند یا فقط تعداد جملهها را بیشتر کردهاند.
نمونه رایتینگ C1 چه تفاوتی با یک متن صرفاً طولانی دارد؟
برای دیدن تفاوت سطح C1 با یک متن صرفاً طولانی، موضوع «تمرین روزانه زبان انگلیسی» را نگه میداریم. در این سطح، نویسنده فقط فواید تمرین را ردیف نمیکند. او یک ادعای رایج را بررسی میکند، برای آن محدودیت میگذارد و به نتیجهای قابلدفاع میرسد. نمونه زیر برای پاسخ به این پرسش نوشته شده است: «آیا تمرین کوتاه روزانه از جلسههای طولانیتر مؤثرتر است؟»
Practising English every day is often presented as a simple solution to slow progress. Regular contact with the language does matter: a learner who reads a short article each morning is less likely to lose the habit than one who studies only when a free afternoon appears. Yet frequency alone is a poor measure of learning. Repeating familiar exercises may feel productive while leaving persistent mistakes untouched.
A more useful routine combines manageable practice with occasional review. For example, after writing a few sentences each day, a learner can return to them at the end of the week and check whether the same errors recur. This takes more attention than completing another exercise, but it turns practice into evidence of what needs work. Daily study, then, is valuable not because every session must be impressive, but because it creates regular opportunities to notice, correct and gradually refine one’s use of English.
این متن بهجای افزودن چند دلیل مشابه، میان تداوم تمرین و کیفیت یادگیری فرق میگذارد. جمله نخست یک باور آشنا را مطرح میکند، اما آن را فوراً نتیجه قطعی نمیگیرد. عبارت Regular contact with the language does matter ارزش تمرین روزانه را میپذیرد. سپس Yet frequency alone is a poor measure of learning مرز ادعا را مشخص میکند: هر کاری که هر روز تکرار شود، لزوماً به پیشرفت منجر نمیشود. این چرخش، استدلال را دقیقتر میکند؛ نه اینکه صرفاً تعداد جملهها را بالا ببرد.
واژهها نیز برای بیان همین تفاوت انتخاب شدهاند. Persistent mistakes به خطاهایی اشاره دارد که با وجود تمرین باقی میمانند؛ بنابراین از واژه کلی mistakes اطلاعات بیشتری میدهد. Recur نشان میدهد نویسنده به دنبال الگوی تکرار خطاست، نه پیدا کردن یک اشتباه اتفاقی. در مقابل، متن برای هر مفهوم ساده سراغ واژه دشوار نرفته است. فعلهای رایجی مانند read و check روشناند و برای کاری که توصیف میکنند کافی هستند.
تنوع ساختار هم دلیل دارد. جمله شرطیِ مربوط به زبانآموزی که هر صبح مقالهای کوتاه میخواند، یک وضعیت ملموس میسازد. جملهای که با Yet آغاز میشود، همان مثال را زیر سؤال نمیبرد؛ فقط از نتیجهگیری شتابزده جلوگیری میکند. در پایان، ساختار not because … but because … پاسخ نویسنده را دقیق میکند: ارزش تمرین روزانه در چشمگیر بودن تکتک جلسهها نیست، بلکه در فرصت منظم برای دیدن و اصلاح مشکلهاست.
در بازنویسی یک متن برای رسیدن به این سطح، طولانیتر کردن آن را هدف نگذارید. در تمرین و بازخورد آموزشی اینترلن، پرسش مفیدتر این است: «کدام جمله ادعای من را روشن میکند و کدام جمله فقط آن را تکرار میکند؟» اگر مثال، محدودیت و نتیجه هرکدام نقش مشخصی داشته باشند، متن پیشرفته میتواند فشرده بماند. خواننده باید بدون حدس زدن بفهمد نویسنده چه نظری دارد، چرا به آن رسیده و تا کجا از آن دفاع میکند.
چطور با این نمونهها رایتینگ خودمان را تمرین و بازنویسی کنیم؟
برای تمرین با نمونههای این مقاله، همان موضوع مشترک نمونهها را نگه دارید، اما محتوای متن را به زندگی خودتان ببرید. اگر نمونه درباره یک فعالیت موردعلاقه است، از فعالیتی بنویسید که واقعاً انجام میدهید. جملههای نمونه را حفظ نکنید و فقط چند کلمه آنها را عوض نکنید. هدف این است که ببینید در سطح فعلی خودتان چگونه یک تجربه یا نظر را به انگلیسی بیان میکنید. برای هر نوبت تمرین، این سه مرحله را به ترتیب انجام دهید:
- اول، مستقل بنویسید. پیش از نگاهکردن دوباره به نمونه، موضوع را به یک پرسش مشخص تبدیل کنید؛ مثلاً «چه فعالیتی را دوست دارم و چرا؟». چند نکته کوتاه یادداشت کنید و بعد متن خود را بنویسید. لازم نیست از همان ابتدا جملهها بینقص باشند. فعلاً مهم است که متن شما پاسخ خودتان به موضوع باشد. اگر کلمهای را نمیدانید، بهجای کنارگذاشتن ایده، آن را با واژههای سادهتری بیان کنید.
- بعد، با نمونه همسطح مقایسه کنید. متن خود را کنار نمونهای بگذارید که برای سطح فعلیتان انتخاب کردهاید. دنبال جملههایی نباشید که بتوانید عیناً بردارید. بررسی کنید نمونه چگونه موضوع را شروع میکند، ایدهها را به چه ترتیبی میآورد و هر نکته را چقدر توضیح میدهد. سپس همین سه پرسش را درباره نوشته خودتان بپرسید. ممکن است متن شما از نظر دستور زبان قابلقبول باشد، اما خواننده هنوز نفهمد چرا آن فعالیت را دوست دارید.
- در پایان، با یک هدف مشخص بازنویسی کنید. قرار نیست همه جملهها را یکباره تغییر دهید. از مقایسه و بازخورد مدرس، یک اولویت انتخاب کنید؛ مثلاً روشنترکردن دلیلها یا اصلاح زمان فعلها. نسخه دوم را بنویسید و کنار نسخه اول بگذارید. مشخص کنید کدام تغییر، متن را برای خواننده روشنتر کرده است. اگر تغییری فقط جمله را طولانیتر کرده و به معنا کمک نکرده است، لازم نیست آن را نگه دارید.
برای بازبینی اولیه، از یک چکلیست کوتاه استفاده کنید. پاسخ به موضوع: آیا خواننده میفهمد درباره چه تجربه یا نظری نوشتهام؟ ترتیب ایدهها: آیا جملهها مسیر روشنی دارند یا بیدلیل از یک نکته به نکته دیگر میپرند؟ خطاهای پرتکرار: آیا زمان فعل، شکل جمع، ترتیب کلمات یا املای واژههایی که معمولاً اشتباه مینویسم را بررسی کردهام؟ لازم نیست در هر بار بازبینی دنبال همه نوع خطا بگردید. خطاهایی را پیدا کنید که در نوشته خودتان تکرار میشوند.
بازخورد مدرس این تمرین را دقیقتر میکند. مدرس فقط شکل درست جمله را نشان نمیدهد؛ توضیح میدهد کدام مشکل بیشتر بر فهم متن اثر گذاشته است. برای نمونه، اگر زبانآموز چند بار دلیل خود را ناتمام نوشته باشد، هدف بازنویسی بعدی میتواند «برای هر نظر، یک دلیل روشن بیاور» باشد. در تمرینهای آنلاین اینترلن نیز بازنویسی زمانی مفیدتر است که زبانآموز بداند دقیقاً روی چه نکتهای کار میکند و بتواند تغییر نسخه دوم را با نسخه اول مقایسه کند.
برای زبانآموز کمسن، مدرس باید مسیر را کوتاه و قابلفهم نگه دارد: موضوع را با یک پرسش ساده روشن کند، برای پیدا کردن ایده چند سؤال راهنما بپرسد و در پایان فقط یک یا دو نکته مهم را برای اصلاح انتخاب کند. راهنمایی به معنی نوشتن متن بهجای کودک نیست. کودک باید فرصت داشته باشد تجربه خودش را با جملههای خودش بیان کند و سپس، با کمک مدرس، همان نوشته را بهتر کند.

