چگونه اصطلاحات انگلیسی را یاد بگیریم و به کار ببریم؟

ادمین اینترلن
29 مهر 1405
8 دقیقه مطالعه
۰ بازدید
مسافری از پشت، کلیدی را برای باز کردن درِ واگن انتخاب می‌کند؛ پشت پنجره دو صندلی روبه‌روی هم دیده می‌شوند.

در این صفحه یاد می‌گیرید چگونه یک اصطلاح انگلیسی کاربردی را انتخاب کنید، معنایش را از موقعیت بفهمید و آن را در مکالمه به کار ببرید. همچنین می‌بینید چطور با تمرین و بازخورد مدرس بررسی کنید که اصطلاح را واقعاً یاد گرفته‌اید.

دانستن معنی یک اصطلاح، به‌تنهایی به استفاده درست از آن منجر نمی‌شود. شاید معنی آن را بدانید، اما ندانید در چه موقعیتی طبیعی به نظر می‌رسد. به‌جای حفظ فهرستی بلند، از یک عبارت مرتبط با گفت‌وگوهای روزمره شروع کنید، آن را در موقعیت مناسب بشنوید و سپس خودتان به کار ببرید. برای کودک و نوجوان، تمرین هدایت‌شده و بازی‌محور فرصت تکرار می‌سازد و بازخورد مدرس به اصلاح کاربرد اصطلاح کمک می‌کند.

از میان اصطلاحات انگلیسی، کدام‌ها را اول یاد بگیریم؟

برای شروع، سراغ فهرست بلند «اصطلاحات انگلیسی کوتاه» نروید. عبارتی را انتخاب کنید که زبان‌آموز احتمالاً در گفت‌وگوی واقعی می‌شنود یا به کار می‌برد. کوتاه‌بودن حفظ و تلفظ را آسان‌تر می‌کند، اما کاربرد و تناسب با سن و موقعیت از تعداد کلمات مهم‌تر است. برای انتخاب، این معیارها را بررسی کنید:

  • موقعیت: آیا در بازی، کلاس آنلاین یا گفت‌وگو با دوستان فرصتی طبیعی برای گفتن آن پیش می‌آید؟
  • سن: آیا زبان‌آموز معنی عبارت و موقعیتی را که در آن استفاده می‌شود، درک می‌کند؟
  • تمرین: آیا می‌تواند با آن جمله بسازد و از مدرس درباره کاربرد و تلفظش بازخورد بگیرد؟

مثلاً کودک می‌تواند پس از تمام‌کردن یک بازی آسان بگوید It was a piece of cake؛ یعنی «خیلی آسان بود». نوجوان هم هنگام آشنایی اعضای یک گروه می‌تواند break the ice را تمرین کند؛ یعنی «یخ جمع را شکستن». مدرس با پرسیدن یک سؤال کوتاه، کاربرد هر عبارت را در مکالمه بررسی می‌کند. اصطلاح معمولاً معنایی فراتر از معنی تک‌تک واژه‌ها دارد؛ open the door عبارتی معمولی با معنای مستقیم است و cool به‌تنهایی واژه‌ای محاوره‌ای است، نه اصطلاح.

چطور معنی اصطلاح را از موقعیت بفهمیم، نه از ترجمه کلمه‌به‌کلمه؟

در یک بازی زبانی، نوجوانی مرحله‌ای را تمام می‌کند. دوستش می‌پرسد: «How was it?» او می‌گوید: «It was a piece of cake!» دوستش لبخند می‌زند و مرحله سخت‌تری را پیشنهاد می‌کند. ترجمه کلمه‌به‌کلمه عبارت، «یک تکه کیک» است؛ اما کسی درباره خوراکی حرف نمی‌زند. ابتدا به گوینده، موقعیت و واکنش دوستش نگاه کنید: او کاری را انجام داده و دوستش فکر می‌کند برای مرحله سخت‌تر هم آماده است. حالا می‌توان حدس زد که معنی کاربردی عبارت «خیلی آسان بود» است.

برای به‌خاطر سپردن عبارت، می‌توانید یک تکه کیک را تصور کنید؛ اما تصویر ذهنی جای معنی و کاربرد را نمی‌گیرد. عبارت را در جمله‌ای درباره یک کار آسان به کار ببرید و از مدرس بخواهید بگوید استفاده‌تان طبیعی بوده است یا نه. «مثل آب خوردن» معادل نزدیکی در فارسی است، ولی تفاوت موقعیت استفاده را هم بررسی کنید: «a piece of cake» در گفت‌وگوی دوستانه طبیعی‌تر از یک گزارش رسمی است. همچنین هر واژه انگلیسی رایج در فارسی اصطلاح نیست؛ «اوکی» واژه‌ای وام‌گرفته است، نه اصطلاح.

چه چرخه‌ای اصطلاح تازه را در حافظه نگه می‌دارد؟

برای نگه‌داشتن یک اصطلاح در حافظه، آن را از یادداشت به گفت‌وگو ببرید. این چرخه را با یک اصطلاح کاربردی آغاز کنید و در هر مرحله کاری مشخص انجام دهید:

  • دیدن: اصطلاح را همراه یک موقعیت و جمله نمونه ثبت کنید، نه به‌صورت واژه‌ای جدا از متن. بنویسید چه کسی آن را گفته و در چه گفت‌وگویی به کار برده است.
  • به‌یادآوردن: جمله نمونه را بپوشانید. پیش از دیدن پاسخ، معنی اصطلاح یا یک جمله تازه با آن را از حافظه بگویید.
  • استفاده: اصطلاح را در یک پاسخ کوتاه، گفت‌وگوی کلاسی یا تمرین بازی‌محور به کار ببرید. از مدرس بخواهید کاربرد و طبیعی‌بودن جمله را بررسی کند.
  • مرور: پس از دریافت بازخورد، جمله اصلاح‌شده را ثبت کنید. فردا، چند روز بعد و هفته بعد، دوباره بدون نگاه‌کردن به پاسخ جمله‌ای بسازید.

اگر هنگام مرور جمله را به یاد نیاوردید، همان موقعیت را تصور کنید و دوباره پاسخ بدهید. به این ترتیب، اصطلاح را فقط نمی‌شناسید؛ برای استفاده از آن در گفت‌وگوی بعدی هم تمرین کرده‌اید.

چرخه چهارمرحله‌ای یادگیری اصطلاح ۱ دیدن در بافت ثبت جمله و موقعیت ۲ بازیابی از حافظه حدس پیش از پاسخ ۳ استفاده در گفت‌وگو گفتن در گفت‌وگو ۴ بازخورد و مرور مرور با فاصله
چه چرخه‌ای اصطلاح تازه را در حافظه نگه می‌دارد؟

چگونه اصطلاح یادگرفته‌شده را وارد مکالمه کنیم؟

برای واردکردن یک اصطلاح به مکالمه، اول موقعیتی را مشخص کنید که واقعاً به آن نیاز دارید. فرض کنید کودک در مرحله‌ای از یک بازی آموزشی گیر کرده و می‌خواهد کمک بگیرد. عبارت «give me a hand» برای همین درخواست مناسب است. ابتدا با آن یک جمله کوتاه بسازید: «Can you give me a hand?» حالا به‌جای تکرار جمله به‌تنهایی، آن را در جریان بازی به کار ببرید.

از مدرس یا هم‌تمرینی بخواهید پرسشی بپرسد که پاسخ آن را از قبل آماده نکرده‌اید. برای نمونه، گفت‌وگو می‌تواند این‌طور پیش برود:

  • مدرس: «Why are you still on this level?»
  • زبان‌آموز: «This question is hard. Can you give me a hand?»

بعد از گفت‌وگو، مدرس بازخورد بدهد که آیا درخواست کمک با موقعیت هماهنگ بوده است یا نه. اگر در پرسشی دیگر این عبارت به پاسخ شما نمی‌خورد، منظورتان را ساده بگویید؛ مثلاً «I need more time.» هدف، پاسخ‌دادن طبیعی است، نه استفاده اجباری از اصطلاح. تمرین بازی‌محور فرصت می‌دهد این انتخاب را در موقعیت‌های تازه تکرار کنید.

از کجا بفهمیم یک اصطلاح برای این مخاطب مناسب است؟

پیش از به‌کاربردن یک اصطلاح، فقط به معنی آن نگاه نکنید. رابطه گویندگان، سن مخاطب و میزان رسمی‌بودن موقعیت هم مهم است. عبارتی که میان دو دوست طبیعی به نظر می‌رسد، ممکن است خطاب به مدرس یا فردی ناآشنا بی‌ادبانه باشد. جای گفت‌وگو را هم بشناسید: صحبت در بازی گروهی با پرسیدن سؤال در کلاس یکسان نیست.

موقعیت مخاطب انتخاب
گفت‌وگوی دوستانه دوست هم‌سن اصطلاح متناسب با صمیمیت
کلاس مدرس و هم‌کلاسی عبارت روشن و مناسب سن
موقعیت رسمی فرد ناآشنا بیان ساده و خنثی

اصطلاح رایج را با slang یکی نگیرید. عامیانه‌بودن یک عبارت می‌تواند کاربرد آن را به جمع دوستان محدود کند. برای نمونه، نوجوانی که می‌خواهد درباره آزمون از مدرس سؤال کند، بهتر است به‌جای «Spill the tea about the exam!» بگوید: «Could you tell me about the exam?» دومی منظور را روشن و محترمانه می‌رساند. در تمرین مکالمه یا بازی نقش‌آفرینی، زبان‌آموز می‌تواند هر دو موقعیت را اجرا کند و از مدرس بازخورد بگیرد: آیا عبارت برای این مخاطب و این مکان مناسب بود؟

کودک یا نوجوان چطور اصطلاحات را با تمرین هدایت‌شده به کار ببرد؟

برای تمرین، یک موقعیت آشنا انتخاب کنید: نوجوان می‌خواهد برای بازی آخر هفته با دوستش برنامه‌ریزی کند. عبارت «Count me in» به معنی «من هم هستم» را به او بدهید و نقش‌آفرینی را شروع کنید. یک نفر پیشنهاد بازی می‌دهد و زبان‌آموز باید تصمیم بگیرد آیا این پاسخ با قصد او هماهنگ است یا نه. سپس جای نقش‌ها را عوض کنید تا عبارت را فقط تکرار نکند و در گفت‌وگو به کار ببرد.

در تمرین آنلاین و بازی‌محور اینترلن، نقش بازی ساختن نوبت‌های کوتاه برای تکرار و بازیابی عبارت است؛ نه آزمون گرفتن از فهرست اصطلاحات. مدرس به گفت‌وگو گوش می‌دهد، تناسب عبارت با موقعیت را بررسی می‌کند و اگر لازم باشد، پاسخ را اصلاح می‌کند. مثلاً اگر زبان‌آموز نمی‌تواند در بازی شرکت کند، مدرس کمک می‌کند به‌جای «Count me in»، پاسخ مناسب‌تری بدهد. والد هم می‌تواند چند دقیقه فرصت گفت‌وگوی مشابه در خانه فراهم کند و از کودک بخواهد درباره یک برنامه واقعی حرف بزند، بی‌آنکه اصطلاحات را از او حفظی بپرسد.

نوجوانی در خانه با همراهی والد گفت‌وگوی آنلاین را تمرین می‌کند و جاده‌ای کاغذی مسیر یادگیری اصطلاحات را نشان می‌دهد.

چطور بفهمیم اصطلاح واقعاً یاد گرفته شده است؟

یادگیری یک اصطلاح را با تعداد اصطلاحات حفظ‌شده نسنجید. معیار این است که زبان‌آموز بتواند آن را مستقل و در موقعیت درست به کار ببرد. برای بررسی، اصطلاح تمرین‌شده را از نمونه‌های قبلی جدا کنید و این سه مورد را بسنجید:

  • تشخیص معنی: زبان‌آموز معنی اصطلاح را در جمله‌ای تازه تشخیص می‌دهد و می‌تواند توضیح دهد کدام بخش از موقعیت به او کمک کرده است.
  • کاربرد مستقل: بدون دیدن نمونه، موقعیتی مناسب پیدا می‌کند و اصطلاح را در جمله یا گفت‌وگوی خودش به کار می‌برد.
  • اصلاح کاربرد: پس از بازخورد مدرس درباره اشتباه کاربردی، در تمرین بعدی جمله‌اش را اصلاح می‌کند و همان اشتباه را تکرار نمی‌کند.

برنامه مرور را کوتاه نگه دارید: روز بعد، یک جمله تازه برای تشخیص معنی بدهید. چند روز بعد، از زبان‌آموز بخواهید اصطلاح را در یک گفت‌وگوی کوتاه یا تمرین بازی‌محور به کار ببرد. هفته بعد، مدرس کاربرد آن را بررسی کند. اگر هنوز برای انتخاب موقعیت یا ساخت جمله به نمونه نیاز دارد، همان اصطلاح را دوباره تمرین کنید؛ سراغ اصطلاح تازه نروید.

پرسش‌های متداول

چگونه اصطلاحات انگلیسی را یاد بگیریم؟

از چند اصطلاح کاربردی شروع کنید و معنی هرکدام را در یک موقعیت واقعی بفهمید. سپس بدون نگاه‌کردن به معنی، آن‌ها را به یاد بیاورید، در گفت‌وگو به کار ببرید، از مدرس بازخورد بگیرید و مرورشان کنید.

مقالات مرتبط

مشاهده همه ←
مهمان

حروف داخل تصویر را وارد کنید. به بزرگ و کوچک بودن حساس نیست.