تمرین فکر کردن به انگلیسی در مکالمه؛ از کجا شروع کنیم؟

ادمین اینترلن
24 مهر 1405
10 دقیقه مطالعه
۰ بازدید
فردی از پشت در باغ میوه، سیب‌های کوچک را در مسیری به سوی یک صندلی خالی می‌چیند و رشته‌ای نخ فاصله‌ای میان آن‌ها را پیوند می‌دهد.

پاسخ را می‌دانید، اما تا آن را در ذهن از فارسی به انگلیسی ترجمه کنید، مکالمه جلو رفته است. این مقاله یک مسیر تمرین به شما می‌دهد: از ساختن فکرهای ساده به انگلیسی تا پاسخ‌دادن در مکالمه، با وابستگی کمتر به ترجمه ذهنی.

قرار نیست از روز اول جمله‌های پیچیده بسازید. می‌توانید از چیزی شروع کنید که همان لحظه می‌بینید یا می‌خواهید، آن را در چند کلمه بیان کنید و بعد به جمله‌ای قابل گفتن تبدیل کنید. اگر واژه‌ای را نمی‌دانید، تمرین متوقف نمی‌شود؛ یاد می‌گیرید منظورتان را با واژه‌های آشنا توضیح دهید. سپس همین کار را در یک تمرین کوتاه روزانه و گفت‌وگو با یک نفر تکرار می‌کنید. توجه به مکث‌ها و بازخورد طرف مقابل کمک می‌کند تغییر را تشخیص دهید. این مسیر از تجربه اینترلن در تمرین گفت‌وگوی آنلاین و بازی‌های یادگیری شکل گرفته است.

فکر کردن به انگلیسی در مکالمه دقیقاً یعنی چه؟

فکر کردن به انگلیسی در مکالمه یعنی وقتی چیزی را می‌بینید یا حرفی می‌شنوید، برای پاسخ‌دادن مستقیم سراغ واژه‌ها و جمله‌های انگلیسیِ آشنا بروید. هدف این نیست که دیگر هیچ واژه فارسی به ذهن شما نرسد. هدف، کوتاه‌کردن فاصله میان موقعیت و پاسخ انگلیسی است. این مهارت از فکرهای ساده شروع می‌شود؛ مثلاً نام‌بردن از چیزی که می‌بینید، گفتن کاری که انجام می‌دهید و بعد پاسخ‌دادن به یک پرسش کوتاه.

فرض کنید کسی در گفت‌وگو می‌پرسد: «Are you thirsty?» اگر پاسخ را کلمه‌به‌کلمه از فارسی بسازید، ممکن است اول با خود بگویید «بله، تشنه‌ام؛ آب می‌خواهم» و بعد دنبال ترجمه هر بخش بگردید. راه دیگر این است که به موقعیت توجه کنید: تشنه‌اید و آب می‌خواهید. سپس با جمله‌ای که بلد هستید پاسخ دهید: «Yes, I am. Can I have some water?» لازم نیست پاسخ پیچیده باشد؛ مهم این است که از نیاز واقعی خود به یک جمله قابل‌استفاده برسید.

ترجمه ذهنی در آغاز یادگیری طبیعی است و قرار نیست با یک تمرین ناپدید شود. برای شروع، موقعیت‌های آشنا را انتخاب کنید و برای هرکدام یک پاسخ کوتاه انگلیسی بسازید. بعد همان موقعیت را در گفت‌وگو تمرین کنید و از بازخورد برای اصلاح جمله کمک بگیرید. به این ترتیب، وابستگی به ترجمه به‌تدریج کمتر می‌شود و پاسخ‌دادن روان‌تر پیش می‌رود.

از چه فکرهای ساده‌ای شروع کنیم تا تمرین قابل انجام باشد؟

تمرین را از جایی شروع کنید که هر روز می‌بینید: اتاق، آشپزخانه یا مسیر رفت‌وآمد. ابتدا سه شیء اطراف خود را با واژه‌های آشنا نام ببرید: book، phone، door. بعد یک جمله کوتاه درباره یکی از آن‌ها بسازید: «My phone is here.» لازم نیست از همان ابتدا درباره برنامه‌های آینده یا احساسات پیچیده فکر کنید. نام‌گذاری اشیا و گفتن نیازهای کوتاه، شروع تمرین را آسان‌تر می‌کند.

در مرحله بعد، یک موقعیت تکراری انتخاب کنید؛ مثلاً وقتی آب می‌خواهید یا دنبال گوشی خود می‌گردید. برای آن موقعیت، به جای یک پاسخ ثابت، چند جمله ساده آماده کنید. از کلماتی استفاده کنید که بلدید. اگر واژه‌ای را نمی‌دانید، فکر را ساده‌تر بیان کنید؛ لازم نیست برای هر فکر، معادل دقیق جمله فارسی را پیدا کنید.

  • وقتی آب می‌خواهید: «I want water.» یا «Can I have some water?»
  • وقتی دنبال وسیله‌ای می‌گردید: «Where is my phone?» یا «I can’t find my phone.»
  • وقتی کاری را تمام کرده‌اید: «I’m done.» یا «It’s ready.»

هر موقعیت را چند بار در طول روز تمرین کنید. یک‌بار جمله را در ذهن بگویید و بار بعد آن را با صدای آرام بیان کنید. سپس تصور کنید کسی پاسخ می‌دهد و شما باید جمله بعدی را بگویید. این تمرین موقعیت‌محور، مانند تمرین‌های گفت‌وگو و بازی یادگیری، فرصت می‌دهد پاسخ خود را امتحان کنید و اگر گفتنش دشوار بود، آن را به جمله‌ای ساده‌تر تغییر دهید.

چطور فکرهای کوتاه را به جمله‌ای برای گفتن تبدیل کنیم؟

فرض کنید در یک گفت‌وگوی تمرینی، کسی از شما می‌پرسد: «Would you like something to drink?» اولین فکری که به ذهن‌تان می‌رسد شاید فقط واژه «coffee» باشد. همان‌جا نمانید. واژه را به جمله‌ای کوتاه درباره موقعیت تبدیل کنید: «I’d like a coffee.» حالا آن را در جای پاسخ بگذارید: «Yes, I’d like a coffee, please.» قرار نیست از ابتدا پاسخی طولانی بسازید. هدف این است که فکر شما شکل یک جمله کامل و قابل گفتن پیدا کند.

ممکن است در فارسی به این فکر کنید که «اگر امکان دارد، چون خسته‌ام، یک قهوه می‌خواهم». لازم نیست همه این جزئیات را ترجمه کنید. با ساختاری انگلیسی که می‌شناسید پاسخ بدهید. اگر هنوز «I’d like» را راحت به کار نمی‌برید، از «I want a coffee» شروع کنید. وقتی جمله کوتاه بدون مکث به ذهن‌تان رسید، می‌توانید آن را طبیعی‌تر کنید یا دلیل کوتاهی به آن بیفزایید: «I’d like a coffee. I’m tired.»

هر مرحله را بلند بگویید؛ هم جمله کوتاه را و هم پاسخ نهایی را. گفتن جمله نشان می‌دهد آیا واقعاً می‌توانید آن را در مکالمه به کار ببرید یا فقط در ذهن‌تان ساخته‌اید. سپس سؤال را دوباره بشنوید و این بار کمی زودتر جواب بدهید. در تمرین‌های موقعیت‌محور، مانند گفت‌وگوی آنلاین یا بازی یادگیری، می‌توانید پاسخ خود را امتحان کنید، بازخورد بگیرید و همان موقعیت را با جمله‌ای روان‌تر تکرار کنید.

وقتی واژه‌ای را بلد نیستیم، جریان فکر را چطور حفظ کنیم؟

وقتی وسط مکالمه واژه‌ای را بلد نیستید، برای پیدا کردن معادل دقیق آن مکث طولانی نکنید. از خودتان بپرسید: «این چیز چه کاری انجام می‌دهد؟» یا «چه شکلی است؟» بعد با واژه‌های آشنا توضیحش دهید. اگر توضیح دادن هم دشوار بود، جمله را ساده‌تر کنید. هدف در این لحظه حفظ جریان گفت‌وگو و رساندن منظور است، نه ساختن جمله‌ای بی‌نقص.

فرض کنید می‌خواهید بگویید چای را در فلاسک گذاشته‌اید، اما واژه انگلیسی «فلاسک» یادتان نمی‌آید. می‌توانید بگویید: I put the tea in a bottle that keeps it hot. شاید این جمله دقیق‌ترین نام وسیله را نگوید، اما طرف مقابل منظور شما را می‌فهمد و می‌تواند پاسخ دهد. اگر واژه دیگری هم در همین جمله یادتان نماند، پیام را کوتاه‌تر کنید: The tea is still hot. I brought it with me. این تغییر مسیر، مکالمه را متوقف نمی‌کند.

فرهنگ لغت انگلیسی‌به‌انگلیسی را بعد از تمرین باز کنید، نه هنگام پاسخ‌دادن. پس از گفت‌وگو، واژه‌هایی را یادداشت کنید که چند بار به آن‌ها نیاز داشتید و ناچار شدید توصیفشان کنید. تعریف ساده و یک نمونه کاربرد را در فرهنگ بخوانید و ببینید آیا به همان موقعیتی مربوط است که درباره‌اش صحبت کردید. لازم نیست همه واژه‌های تازه را حفظ کنید. فقط عبارت‌هایی را برای تمرین بعدی نگه دارید که احتمال دارد در گفت‌وگوهای خودتان دوباره به کار ببرید؛ سپس یک پاسخ کوتاه با آن‌ها بسازید.

یک تمرین ۱۰ دقیقه‌ای روزانه چه مراحلی داشته باشد؟

یک موقعیت محدود انتخاب کنید: کسی از شما می‌پرسد «امروز چه کار کردی؟» فقط درباره رفتن به پارک حرف بزنید، نه تمام روز. زمان‌سنج را روی ۱۰ دقیقه بگذارید. هدف این است که در پایان به پرسش او پاسخ بدهید، نه اینکه متنی کامل حفظ کنید.

  1. دو دقیقه، فکرهای ساده: سه نکته مرتبط را در ذهن بیاورید: رفتم پارک، با دوستم قدم زدم، هوا خوب بود. فعلاً دنبال جمله‌های بلند نگردید؛ همین سه فکر برای ساختن پاسخ کافی است.
  2. دو دقیقه، ساختن جمله: برای هر فکر یک جمله کوتاه انگلیسی بسازید. اگر لازم است، یک بار آن‌ها را بنویسید تا ترتیب پاسخ روشن شود. بعد نوشته را کنار بگذارید.
  3. سه دقیقه، پاسخ بلند: پرسش «What did you do today?» را بشنوید یا خودتان بپرسید و بدون خواندن متن جواب بدهید: «I went to the park. I walked with my friend. The weather was nice.» پاسخ را دوباره بگویید؛ این بار مثل گفت‌وگوی واقعی، نه روخوانی.
  4. دو دقیقه، مرور: صدای ضبط‌شده خود را یک بار گوش کنید یا پاسخ را به یاد بیاورید. ببینید کجا مکث کردید یا منظورتان روشن نبود. لازم نیست همه ایرادها را هم‌زمان اصلاح کنید.
  5. یک دقیقه، انتخاب بهبود: برای نوبت بعد فقط یک تغییر تعیین کنید؛ مثلاً بعد از جمله آخر، دلیل خوشایندبودن آن روز را هم بگویید. این هدف کوچک را یادداشت کنید.

در تمرین بعدی، همین موقعیت را با آن یک تغییر تکرار کنید یا به پرسشی مشابه پاسخ دهید. در گفت‌وگوی آنلاین و بازی‌های موقعیت‌محور نیز بازخورد زمانی کاربردی‌تر است که به یک تغییر مشخص در پاسخ بعدی تبدیل شود.

مراحل تمرین روزانهٔ فکر کردن به انگلیسی تمرین ۱۰ دقیقه‌ای موقعیت: سفارش قهوه ۱ انتخاب موقعیت ۲ دقیقه ۲ ساخت فکر کوتاه ۳ دقیقه ۳ گفتن جمله ۴ دقیقه ۴ مرور و یک بهبود ۱ دقیقه فکر: قهوه می‌خواهم بگو: یک قهوه لطفاً بهبود: شمرده‌گویی
یک تمرین ۱۰ دقیقه‌ای روزانه چه مراحلی داشته باشد؟

چطور این تمرین را به مکالمه با یک نفر منتقل کنیم؟

برای انتقال تمرین ذهنی به مکالمه، با یک هم‌کلاسی یا مدرس در کلاس یا گفت‌وگوی آنلاین قرار بگذارید. موضوعی آشنا، مثل برنامه آخر هفته یا انتخاب بازی، تعیین کنید. هم‌صحبت نقش پرسشگر را بگیرد و ابتدا سؤال‌های قابل پیش‌بینی بپرسد: «چه کاری را دوست داری؟»، «چرا؟» و «کی انجامش می‌دهی؟». زبان‌آموز موضوع را بداند، اما پاسخ‌ها را از پیش حفظ نکند. این بار باید فکر کوتاه خود را به فردی واقعی بگوید و به واکنش او گوش کند.

گفت‌وگو را به دو دور سه‌دقیقه‌ای تقسیم کنید. در دور اول، پرسشگر بعد از هر سؤال فرصت پاسخ‌دادن بدهد و خطاها را وسط جمله اصلاح نکند. اگر پاسخ کوتاه بود، با پرسشی مثل «بعدش چه شد؟» راه ادامه را باز کند. در دور دوم، یک یا دو سؤال تازه درباره همان موضوع بپرسد؛ مثلاً اگر بحث درباره بازی است، نظر زبان‌آموز را درباره بازی‌کردن با دوستانش بخواهد. به این ترتیب، زبان‌آموز فقط ترتیب سؤال‌های آشنا را دنبال نمی‌کند و باید به حرف طرف مقابل هم توجه کند. سپس نقش‌ها را عوض کنید تا هر دو نفر تمرین کنند.

پس از گفت‌وگو، هم‌صحبت به‌جای اصلاح همه خطاها، بازخورد را روی یک یا دو مانع تکرارشونده متمرکز کند؛ مثلاً مکث طولانی پیش از پاسخ یا ناتمام گذاشتن جمله. زبان‌آموز می‌تواند همان موقعیت را دوباره تمرین کند و ببیند آیا پاسخ‌دادن برایش روان‌تر شده است. این شیوه، تمرین فردی را در محیط آموزشی آنلاین به گفت‌وگو و بازخورد از یک نفر دیگر پیوند می‌دهد.

نوجوانی از پشت در اتاقی آرام با مدرس خود آنلاین گفت‌وگو می‌کند و نوارهای کاغذی میان آن‌ها پل می‌سازند.

از کجا بفهمیم کمتر در ذهن ترجمه می‌کنیم؟

امروز سه موقعیت آشنا انتخاب کنید؛ مثلاً معرفی خود، گفتن برنامه فردا و پاسخ به یک دعوت. برای هر موقعیت، پرسش ثابتی بنویسید و پاسخ خود را بدون قطع‌کردن، به‌صورت صوتی ضبط کنید. بعد از هر پاسخ، یادداشت کنید آیا جمله را ابتدا به فارسی در ذهن ساختید یا مستقیم به انگلیسی گفتید. چند هفته بعد، در شرایطی مشابه به همان پرسش‌ها پاسخ دهید و دوباره ضبط کنید. اگر برای فرزندتان این مقایسه را انجام می‌دهید، اجازه دهید خودش پاسخ دهد و فقط آنچه را می‌شنوید ثبت کنید.

در دو ضبط، به نشانه‌های مشخص گوش دهید: پیش از پاسخ به پرسش‌های آشنا چند بار مکث طولانی دارید؟ آیا وسط جمله می‌ایستید تا عبارت فارسی را به انگلیسی برگردانید؟ یادداشت پس از ضبط هم کمک می‌کند وابستگی به جمله فارسی را با تجربه خودتان بسنجید، نه با حدس شنونده. اگر واژه‌ای را فراموش کردید، ببینید آیا می‌توانید با واژه‌های ساده‌تر منظور را به انگلیسی توضیح دهید یا گفت‌وگو همان‌جا متوقف می‌شود.

پاسخ بهتر لزوماً پاسخ سریع‌تر نیست. بررسی کنید شنونده بدون توضیح فارسی منظور را می‌فهمد یا نه و آیا می‌تواند سؤال بعدی را بپرسد. اگر مکث‌ها کمتر شده‌اند، اما معنا مبهم است یا پاسخ جایی برای ادامه گفت‌وگو نمی‌گذارد، هنوز جای تمرین دارید. پیشرفت را با کنار هم گذاشتن این نشانه‌ها بسنجید: مکث کمتر، اتکای کمتر به فارسی، توضیح‌دادن واژه فراموش‌شده و پاسخی که هم روشن است و هم گفت‌وگو را پیش می‌برد.

پرسش‌های متداول

چطور انگلیسی فکر کنیم؟

از فکرهای ساده درباره موقعیت‌های روزمره شروع کنید و آن‌ها را به جمله‌های کوتاه انگلیسی تبدیل کنید. سپس همان جمله‌ها را در گفت‌وگو به کار ببرید و با بازخورد، پاسخ‌های خود را اصلاح کنید.

مقالات مرتبط

مشاهده همه ←
مهمان

حروف داخل تصویر را وارد کنید. به بزرگ و کوچک بودن حساس نیست.