متن مکالمه انگلیسی دونفره کوتاه با ترجمه فارسی

ادمین اینترلن
14 آبان 1405
17 دقیقه مطالعه
۲ بازدید
دو دست با نوارهای کاغذی میان دو قایق کوچک در کنار دریای آرام پل می‌سازند.

در این صفحه متن‌های مکالمه انگلیسی دونفره کوتاه با ترجمه فارسی می‌خوانید که می‌توانید همان لحظه با یک نفر تمرین کنید. هر گفت‌وگو به یک موقعیت آشنا مربوط است تا معنی جمله‌ها را بفهمید و بدانید کجا از آن‌ها استفاده کنید.

برای شروع، لازم نیست جمله‌های زیادی حفظ کنید. یک مکالمه کوتاه را بخوانید، نقش‌ها را بین خودتان تقسیم کنید و بعد جایتان را عوض کنید. اگر والد هستید، می‌توانید ابتدا ترجمه را همراه فرزندتان مرور کنید و سپس فقط جمله‌های انگلیسی را با هم بگویید. برای کودک، گفت‌وگو درباره بازی ملموس است؛ نوجوان هم می‌تواند از قرارگذاشتن با دوست یا صحبت درباره شهر شروع کند.

مثلاً در یک گفت‌وگوی ساده، نفر اول می‌پرسد: «Do you want to play?» یعنی «می‌خواهی بازی کنیم؟» نفر دوم پاسخ می‌دهد: «Yes, let’s play.» یعنی «بله، بیا بازی کنیم.» حالا «play» را با «read» عوض کنید تا صحبت به کتاب‌خواندن برسد. یک بار هم پاسخ را به «Not now.» یعنی «الان نه» تغییر دهید. با همین تغییرهای کوچک، از یک متن چند گفت‌وگوی تازه می‌سازید و به خواندن جمله‌های آماده محدود نمی‌مانید.

در ادامه، نمونه‌ها از سلام‌کردن دو دوست و مکالمه‌های مناسب کودک تا قرارگذاشتن، صحبت درباره شهر و شغل و توصیف شخصیت پیش می‌روند. هر متن را اول بخوانید و معنایش را بررسی کنید. بعد با تغییر نقش‌ها و جایگزین‌کردن چند واژه، آن را برای موقعیت خودتان به کار ببرید. این روش بر تجربه آموزش تعاملی زبان به کودک و نوجوان در اینترلن تکیه دارد: مکالمه کوتاه وقتی کاربردی‌تر می‌شود که بتوانید دوباره، با کمی تغییر، آن را بگویید.

چطور از متن مکالمه‌ها برای تمرین دونفره استفاده کنیم؟

برای تمرین دونفره، مکالمه‌ای کوتاه انتخاب کنید که به موقعیت زبان‌آموز نزدیک باشد؛ مثلاً آماده‌شدن کودک برای بازی. در متن، ترجمه هر نوبت گفت‌وگو را بلافاصله زیر همان جمله انگلیسی بگذارید. این چیدمان کمک می‌کند زبان‌آموز بداند هر جمله را چه کسی می‌گوید و برای فهمیدن پاسخ، مدام بین متن انگلیسی و ترجمه‌ای جداگانه جابه‌جا نشود. پیش از شروع، نقش‌ها را مشخص کنید: یک نفر سؤال می‌پرسد و نفر دیگر پاسخ می‌دهد. اگر کودک هنوز روان نمی‌خواند، همراه او باشید و جمله‌ها را با صدای بلند بخوانید.

A: Are you ready for the game?

الف: برای بازی آماده‌ای؟

B: Yes, I am. Let’s get started.

ب: بله، آماده‌ام. بیا شروع کنیم.

هدف این نیست که زبان‌آموز این دو خط را چند بار تکرار کند تا عین آن‌ها را حفظ شود. ابتدا باید بفهمد چرا نفر اول سؤال می‌پرسد و پاسخ نفر دوم چه معنایی دارد. سپس همین گفت‌وگو را در سه مرحله تمرین کنید:

  1. خواندن: هر نفر جمله نقش خود را بخواند. بعد از هر نوبت، ترجمه زیر آن را بررسی کنید. اگر معنی روشن بود، یک بار دیگر بدون نگاه‌کردن به ترجمه بخوانید. سرعت بالا مهم نیست؛ شنیده‌شدن سؤال و پاسخ مهم است.
  2. جابه‌جایی نقش: این بار کسی که سؤال می‌پرسید، پاسخ بدهد. با این تغییر ساده، هر دو نفر هر دو بخش مکالمه را تمرین می‌کنند و گفت‌وگو به اجرای یک نقش ثابت محدود نمی‌شود.
  3. تغییر یک واژه: به‌جای game بگویید class و همان سؤال را دوباره بپرسید: Are you ready for the class? حالا موقعیت، آماده‌شدن برای کلاس است. پاسخ را هم متناسب با آن بیان کنید.

هنگام تمرین، لازم نیست هر عبارت را به یک شیوه یاد بگیرید. در یک موقعیت مربوط به بازی، I’m ready for the game یک جمله کامل است و به‌تنهایی پیام را می‌رساند. get ready ترکیب رایج واژه‌هاست و معنی «آماده‌شدن» می‌دهد. اما a piece of cake اصطلاحی برای «خیلی آسان» است؛ معنی آن از ترجمه تک‌تک واژه‌ها به دست نمی‌آید. همین تفاوت کوتاه کافی است تا زبان‌آموز بداند کدام بخش را می‌تواند در پاسخ خود به کار ببرد.

برای عبارت‌هایی که خواندنشان دشوار است، می‌توانید کنار متن راهنمای کوتاه بگذارید: Are you ready? را حدوداً «آر یو رِدی؟»، get ready را «گِت رِدی» و a piece of cake را «اِ پیس آو کِیک» بخوانید. آوانویسی فارسی فقط راهنمای اولیه است و جای شنیدن تلفظ را نمی‌گیرد. پس از شنیدن، گفت‌وگو را دوباره با نقش‌های تازه و یک واژه تغییر‌یافته اجرا کنید؛ این کار استفاده از جمله‌ها را تمرین می‌دهد، نه حفظ‌کردن طوطی‌وار آن‌ها را.

دو دوست چطور سلام کنند و گفت‌وگو را ادامه بدهند؟

سلام کردن بین دو دوست معمولاً به «سلام، خوبی؟» و یک جواب یک‌کلمه‌ای ختم نمی‌شود. یکی از آن‌ها می‌تواند از حال دوستش بپرسد و بعد حرف را به برنامه همان روز برساند. در متن‌های زیر، عبارت‌های انگلیسی کوتاه‌اند و هر جمله درست کنار ترجمه‌اش آمده است. موقع خواندن، به این توجه کنید که سؤال آخر هر گفت‌وگو راهی برای ادامه صحبت باز می‌کند.

دیدار حضوری در راه پارک

  • سارا: Hey, Nima! How’s your day going? — سلام نیما! روزت چطور می‌گذرد؟
  • نیما: Pretty good. I’m going to the park. How about you? — خوبه. دارم به پارک می‌روم. تو چطور؟
  • سارا: I’m going there too. I’m meeting my cousin. — من هم دارم می‌روم آنجا. قرار است پسرعمویم را ببینم.
  • نیما: Nice! Are you bringing your ball? — چه خوب! توپت را هم می‌آوری؟
  • سارا: Yes, it’s in my bag. — آره، توی کیفم است.
  • نیما: Great! What should we play first? — عالیه! اول چه بازی‌ای بکنیم؟

نیما به‌جای اینکه فقط بگوید «خوبم»، از برنامه‌اش حرف می‌زند و با How about you? نوبت را به سارا می‌دهد. اگر قرار نیست به پارک بروید، می‌توانید همان جمله را با مقصد خودتان بگویید؛ مثلاً I’m going to the library. سؤال پایانی را هم متناسب با موقعیت عوض کنید: به‌جای پرسیدن درباره بازی، بپرسید «اول کدام کتاب را ببینیم؟»

پیام دادن برای قرار دوستانه

  • آراد: Hey, did you get home okay? — سلام، سالم رسیدی خانه؟
  • مهسا: Yep, thanks! I’m making a snack. What are you up to? — آره، ممنون! دارم میان‌وعده آماده می‌کنم. تو مشغول چه کاری هستی؟
  • آراد: I’m picking a movie for Friday. — دارم برای جمعه فیلم انتخاب می‌کنم.
  • مهسا: Sounds good. Is it a comedy? — خوبه. فیلم کمدیه؟
  • آراد: Maybe. I found two funny movies. — شاید. دو فیلم خنده‌دار پیدا کرده‌ام.
  • مهسا: Cool! Which one should we watch? — جالبه! کدام را ببینیم؟

در پیام، پرسیدن «سالم رسیدی؟» وقتی طبیعی است که دوستان تازه از هم جدا شده باشند. در موقعیتی دیگر، آغاز پیام را عوض کنید؛ مثلاً بپرسید How’s your afternoon going?، یعنی «بعدازظهرت چطور می‌گذرد؟». سپس به کاری که واقعاً انجام می‌دهید اشاره کنید. اگر به‌جای فیلم درباره غذا تصمیم می‌گیرید، سؤال آخر می‌تواند What should we eat? باشد. به این ترتیب، همان گفت‌وگوی کوتاه برای برنامه‌ای تازه هم به کار می‌آید.

برای دو دوست کودک چه مکالمه‌های کوتاهی مناسب است؟

برای مکالمه انگلیسی بین دو دوست کودک، بازی و علاقه‌مندی نقطه شروع مناسبی است. کودک موقعیت را می‌شناسد و برای پاسخ‌دادن لازم نیست جمله بلندی بسازد. در نمونه‌های زیر، هر دو کودک سؤال می‌پرسند و جواب می‌دهند. نام بازی یا موضوع نقاشی هم به‌سادگی تغییر می‌کند؛ بنابراین گفت‌وگو به یک متن ثابت برای حفظ‌کردن محدود نمی‌ماند.

گفت‌وگو درباره بازی

دو دوست می‌خواهند تصمیم بگیرند چه بازی‌ای انجام دهند. هر کدام بازی دلخواهش را می‌گوید و یکی از آن‌ها پیشنهاد بازی می‌دهد. جمله‌ها کوتاه‌اند و کودک مبتدی می‌تواند با نام یک بازی دیگر هم از آن‌ها استفاده کند.

  • A: What game do you like? — ترجمه: چه بازی‌ای را دوست داری؟
  • B: I like ball. What game do you like? — ترجمه: من توپ‌بازی را دوست دارم. تو چه بازی‌ای را دوست داری؟
  • A: I like tag. Do you want to play tag? — ترجمه: من گرگم‌به‌هوا را دوست دارم. می‌خواهی گرگم‌به‌هوا بازی کنیم؟
  • B: Yes, let’s play! — ترجمه: بله، بیا بازی کنیم!

تمرین دونفره: والد یا مدرس دو تصویر از بازی‌های آشنا، مانند توپ‌بازی و قایم‌باشک، نشان دهد. کودک اول با نگاه‌کردن به تصویر سؤال بپرسد و کودک دوم بازی دلخواهش را انتخاب کند. سپس نقش‌ها عوض شود تا نفر دوم هم سؤال بپرسد. لازم نیست متن را دقیق تکرار کنند؛ گفتن نام بازی در جمله «I like…» و شنیدن پاسخ دوستشان هدف تمرین است.

گفت‌وگو درباره علاقه به نقاشی

در این نمونه، دو دوست درباره کاری صحبت می‌کنند که می‌توانند همان‌جا انجام دهند. سؤال آخر به هر کودک فرصت می‌دهد یک پاسخ شخصی و ساده بدهد.

  • A: Do you like drawing? — ترجمه: نقاشی‌کشیدن را دوست داری؟
  • B: Yes, I do. Do you like drawing? — ترجمه: بله، دوست دارم. تو نقاشی‌کشیدن را دوست داری؟
  • A: Yes, I do. What do you draw? — ترجمه: بله، دوست دارم. چه چیزی می‌کشی؟
  • B: I draw a cat. What do you draw? — ترجمه: من یک گربه می‌کشم. تو چه چیزی می‌کشی؟
  • A: I draw a dog. — ترجمه: من یک سگ می‌کشم.

تمرین دونفره: به هر کودک کاغذ و مدادرنگی بدهید. هر نفر چیزی ساده بکشد و بدون نشان‌دادن نقاشی، از دوستش بپرسد «What do you draw?» بعد از پاسخ، نقاشی‌ها را نشان دهند و جای خود را در گفت‌وگو عوض کنند. اگر نام شکل را به انگلیسی نمی‌دانند، والد یا مدرس فقط همان واژه را به آن‌ها بگوید؛ نیازی به حفظ‌کردن همه جمله‌ها نیست.

دو کودک در باغ میوه هنگام بازی و ساختن پلی کوچک با هم گفت‌وگو می‌کنند.

دو دوست چطور برای دیدار یا انجام کاری قرار بگذارند؟

وقتی دو دوست می‌خواهند برای دیدار یا انجام کاری قرار بگذارند، سه چیز را روشن می‌کنند: چه کاری، چه زمانی و کجا. پاسخ دوستشان هم فقط «بله» نیست؛ ممکن است زمان دیگری پیشنهاد کند. در نمونه‌های زیر، هر گفت‌وگو به یک قرار مشخص می‌رسد. زمان و مکان نیز با عبارت‌های ساده‌ای بیان شده‌اند که می‌توان آن‌ها را عوض کرد.

پیشنهاد یک برنامه

دو دوست می‌خواهند آخر هفته بسکتبال بازی کنند. یکی برنامه را پیشنهاد می‌دهد و دیگری پس از پذیرفتن، درباره ساعت و وسیله لازم می‌پرسد.

  • A: Do you want to play basketball on Friday? — دوست داری جمعه بسکتبال بازی کنیم؟
  • B: Yes, I’d like to. What time? — بله، دوست دارم. چه ساعتی؟
  • A: At 5 p.m., at the park near our home. — ساعت پنج بعدازظهر، در پارک نزدیک خانه‌مان.
  • B: Great. Should I bring a ball? — عالی است. توپ بیاورم؟
  • A: Yes, please. See you there at 5. — بله، لطفاً. ساعت پنج همان‌جا می‌بینمت.
  • B: See you on Friday! — جمعه می‌بینمت!

در این مکالمه، پاسخ موافق به‌تنهایی کافی نیست. پرسیدن ساعت کمک می‌کند قرار دقیق شود. اگر این برنامه برای دو دوست دیگر مناسب نیست، می‌توانند نقش‌ها را عوض کنند و به‌جای play basketball بگویند play a game. نتیجه باید همچنان روشن بماند: هر دو نفر بدانند کجا و چه زمانی همدیگر را می‌بینند.

تغییر زمان قرار

این بار دو دوست برای انتخاب کتاب قرار می‌گذارند. نفر دوم نمی‌تواند در ساعت پیشنهادی حاضر شود، اما به‌جای رد کردن برنامه، ساعت دیگری می‌گوید.

  • A: Can we meet at the library on Saturday at 4? — می‌توانیم شنبه ساعت چهار در کتابخانه همدیگر را ببینیم؟
  • B: I can’t make it at 4. Can we meet at 5 instead? — ساعت چهار نمی‌توانم بیایم. می‌توانیم به‌جایش ساعت پنج قرار بگذاریم؟
  • A: Sure. Is the library entrance okay? — حتماً. جلوی ورودی کتابخانه خوب است؟
  • B: Yes. Let’s meet at the entrance at 5. — بله. ساعت پنج جلوی ورودی همدیگر را ببینیم.
  • A: Great. We’ll choose a book together. — عالی است. با هم یک کتاب انتخاب می‌کنیم.
  • B: See you at 5 on Saturday. — شنبه ساعت پنج می‌بینمت.

در پایان، هر دو نفر ساعت جدید و محل دقیق دیدار را می‌دانند. برای ساختن گفت‌وگویی تازه، یکی از دوستان می‌تواند پیشنهاددهنده باشد و بار بعد نقش کسی را بگیرد که زمان را تغییر می‌دهد.

  • زمان: on Friday یعنی «روز جمعه»؛ on Saturday یعنی «روز شنبه». برای تغییر ساعت، at 4 را با at 5 عوض کنید.
  • مکان: at the park یعنی «در پارک» و at the library entrance یعنی «جلوی ورودی کتابخانه». مکان را متناسب با برنامه انتخاب کنید.
  • جایگزین: Can we meet at 5 instead? یعنی «می‌توانیم به‌جایش ساعت پنج قرار بگذاریم؟»؛ بعد از آن، ساعت نهایی را دوباره تأیید کنید.

چطور در یک مکالمه کوتاه درباره شهر صحبت کنیم؟

برای صحبت درباره شهر، چند پرسش مرتبط کافی است: کجا زندگی می‌کنی، شهرت چه ویژگی‌هایی دارد و کدام جای آن را دوست داری؟ پاسخ‌ها در مکالمه‌های زیر کوتاه‌اند تا زبان‌آموز بتواند نام شهر و ویژگی‌ها را تغییر دهد. هر دو گفت‌وگو میان دو دوست است؛ بنابراین جمله‌ها ساده و لحن آن‌ها دوستانه است.

مکالمه اول: شهر محل زندگی

A: Where do you live? — کجا زندگی می‌کنی؟

B: I live in Isfahan. — من در اصفهان زندگی می‌کنم.

A: What is your city like? — شهرت چه جور جایی است؟

B: It is big and beautiful. — شهری بزرگ و زیباست.

A: Is there a place you like there? — آنجا جایی هست که دوستش داشته باشی؟

B: Yes, I like Si-o-se-pol. — بله، من سی‌وسه‌پل را دوست دارم.

A: What can we do there? — آنجا چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟

B: We can walk and take photos. — می‌توانیم قدم بزنیم و عکس بگیریم.

در این مکالمه، دوست اول از شهر شروع می‌کند و بعد درباره یک جای مشخص در همان شهر می‌پرسد. برای گفتن پاسخ خودتان، لازم نیست همه جمله‌ها را عوض کنید. کافی است به‌جای اصفهان، نام شهر خود را بگویید و به‌جای سی‌وسه‌پل، جایی را انتخاب کنید که بتوانید به‌سادگی درباره‌اش توضیح دهید.

مکالمه دوم: معرفی یک جای دیدنی

A: Do you live in Tehran? — در تهران زندگی می‌کنی؟

B: Yes, I do. It is a busy city. — بله. شهر شلوغی است.

A: What do you like about your city? — چه چیزی را در شهرت دوست داری؟

B: I like its parks. — پارک‌هایش را دوست دارم.

A: Is there a place you want to show me? — جایی هست که بخواهی به من نشان بدهی؟

B: Yes, Milad Tower. — بله، برج میلاد.

A: What is it like? — چه جور جایی است؟

B: It is tall. We can see the city from there. — بلند است. از آنجا می‌توانیم شهر را ببینیم.

برای ساختن مکالمه‌ای درباره شهر خود، این بخش‌ها را جایگزین کنید:

  • نام شهر: Isfahan / Tehran / نام شهر شما
  • ویژگی شهر: big (بزرگ) / busy (شلوغ) / quiet (آرام)
  • جای موردعلاقه: a park (پارک) / a bridge (پل) / a museum (موزه)
  • کار در آنجا: walk (قدم زدن) / take photos (عکس گرفتن)

اگر جای نقش‌ها را عوض کنید، هر نفر یک‌بار درباره شهرش سؤال می‌پرسد و یک‌بار پاسخ می‌دهد. بهتر است ویژگی و جای دیدنی را خودتان انتخاب کنید؛ آن‌وقت پاسخ‌ها به شهر محل زندگی شما مربوط می‌مانند.

چطور درباره شغل خود یا اعضای خانواده گفت‌وگو کنیم؟

برای پرسیدن شغل کسی که روبه‌روی شماست، می‌توانید بگویید «What do you do?». اگر می‌خواهید درباره شغل یکی از اعضای خانواده او بدانید، نام یا نسبت آن فرد را در سؤال بیاورید: «What does your mother do?». در پاسخ هم بهتر است فقط نام شغل را نگویید. یک جمله ساده درباره کاری که آن فرد انجام می‌دهد، گفت‌وگو را طبیعی‌تر می‌کند.

مکالمه درباره شغل خود

  • A: What do you do? — چه کار می‌کنی؟
  • B: I’m a teacher. I teach English to children. — معلم هستم. به بچه‌ها انگلیسی درس می‌دهم.
  • A: That sounds interesting. Do you teach online? — جالب به نظر می‌رسد. آنلاین درس می‌دهی؟
  • B: Yes, I do. We talk and play learning games in class. — بله. در کلاس گفت‌وگو می‌کنیم و بازی‌های آموزشی انجام می‌دهیم.
  • B: What about you? What do you do? — تو چطور؟ چه کار می‌کنی؟
  • A: I’m a photographer. I take pictures of people and places. — عکاس هستم. از آدم‌ها و مکان‌ها عکس می‌گیرم.

این مکالمه برای نوجوانان بزرگ‌تر و بزرگسالان مناسب است. اگر هنوز شاغل نیستید، لازم نیست شغلی برای خودتان بسازید. می‌توانید در پاسخ بگویید: «I’m a student. I study English.» یعنی «دانش‌آموز یا دانشجو هستم. انگلیسی می‌خوانم.» طرف مقابل هم می‌تواند با پرسیدن «What do you like to study?» گفت‌وگو را ادامه دهد.

مکالمه ساده درباره شغل اعضای خانواده

  • A: What does your mother do? — مادرت چه کار می‌کند؟
  • B: She’s a doctor. She helps people when they are sick. — پزشک است. وقتی آدم‌ها بیمارند، به آن‌ها کمک می‌کند.
  • A: What does your father do? — پدرت چه کار می‌کند؟
  • B: He’s a cook. He makes food for people. — آشپز است. برای مردم غذا درست می‌کند.
  • B: What does your sister do? — خواهرت چه کار می‌کند؟
  • A: She’s a teacher. She teaches young children. — معلم است. به بچه‌های کم‌سن درس می‌دهد.

برای تمرین دونفره، یک بار نقش‌ها را جابه‌جا کنید و بار بعد فقط شغل و توضیح آن را تغییر دهید. مثلاً «doctor» را با «driver» عوض کنید و بگویید: «He drives people to different places.» یعنی «او مردم را به جاهای مختلف می‌برد.» هنگام صحبت درباره خودتان از «I» استفاده کنید؛ برای مادر یا خواهر «she» و برای پدر یا برادر «he» را به کار ببرید. همین تغییرهای کوچک کمک می‌کند یک مکالمه کوتاه را چند بار، بدون حفظ‌کردن متن تازه، تمرین کنید.

چطور شخصیت یک دوست را توصیف کنیم؟

برای توصیف شخصیت یک دوست، یک صفت ساده انتخاب کنید و بعد رفتاری را بگویید که آن را نشان می‌دهد. این کار گفت‌وگو را طبیعی‌تر می‌کند. مثلاً به‌جای اینکه فقط بگویید «او مهربان است»، توضیح دهید وقتی کسی کمک می‌خواهد چه می‌کند. در مکالمه دوستانه، بهتر است از واژه‌های محترمانه استفاده کنید و درباره شخصیت دیگران حکم قطعی ندهید.

گفت‌وگوی اول: دو کودک درباره یک دوست

A: What is Mina like?

مینا چه‌جور آدمی است؟

B: She is kind. She helps me when I don’t know the game.

او مهربان است. وقتی بازی را بلد نیستم، به من کمک می‌کند.

A: Is she patient, too?

آیا او صبور هم هست؟

B: Yes. She explains the rules again if I forget them.

بله. اگر قوانین را فراموش کنم، دوباره آن‌ها را توضیح می‌دهد.

A: I’d like to play with her.

دوست دارم با او بازی کنم.

در این نمونه، دو دوست فقط صفت‌های مینا را نام نمی‌برند؛ برای هر صفت یک رفتار قابل‌دیدن می‌گویند. کودک می‌تواند نام دوستش را جایگزین کند و از تجربه خودش مثال بزند. اگر دوستش وسایل بازی را با دیگران تقسیم می‌کند، می‌تواند به‌جای توضیح قوانین، همان رفتار را بیان کند.

گفت‌وگوی دوم: دو نوجوان درباره یک دوست

A: What do you think of Arman?

درباره آرمان چه فکر می‌کنی؟

B: He seems quiet at first, but he has good ideas.

او در ابتدا کم‌حرف به نظر می‌رسد، اما ایده‌های خوبی دارد.

A: Can you give me an example?

می‌توانی یک مثال بزنی؟

B: Sure. He made a fun word game for our group.

حتماً. او برای گروه ما یک بازی واژگان جالب ساخت.

A: That sounds creative.

به نظر خلاق می‌آید.

عبارت seems quiet at first درباره برداشت اولیه حرف می‌زند، نه اینکه آرمان را با یک برچسب تعریف کند. مثال بازی واژگان هم کمک می‌کند دوستش بفهمد چرا او را خلاق می‌داند. این شیوه برای صحبت درباره افراد کم‌حرف، دقیق‌تر و محترمانه‌تر از قضاوت‌های تند است.

صفت معنی کاربرد
kind مهربان She is kind. She helps me.
patient صبور He is patient. He explains it again.
creative خلاق She is creative. She makes new games.

برای ساختن مکالمه تازه، نقش‌ها را عوض کنید: یک نفر درباره دوست مشترک سؤال بپرسد و نفر دیگر صفتی همراه با مثال بگوید. سپس صفت و مثال را با هم تغییر دهید؛ مثلاً به‌جای «مهربان است و کمک می‌کند» بگویید «صبور است و دوباره توضیح می‌دهد». در تمرین بعدی، نفر دوم سؤال Can you give me an example? را بپرسد. این پرسش گفت‌وگو را ادامه می‌دهد و زبان‌آموز را به بیان یک رفتار مشخص تشویق می‌کند.

پرسش‌های متداول

شروع مکالمه دوستانه به انگلیسی: از کجا شروع کنیم؟

با یک احوالپرسی ساده مثل «Hi, how are you?» شروع کنید و بعد درباره روز، علاقه یا برنامه دوستتان سؤال مشخصی بپرسید؛ مثلاً «What are you doing today?» یعنی «امروز چه کار می‌کنی؟»

مقالات مرتبط

مشاهده همه ←
مهمان

حروف داخل تصویر را وارد کنید. به بزرگ و کوچک بودن حساس نیست.