انواع صفت انگلیسی چیست؟ تعریف و مثال‌های ساده

ادمین اینترلن
14 مهر 1405
14 دقیقه مطالعه
۳ بازدید
چمدانی ساده در ایستگاه قطار با لایه‌هایی از رنگ، شکل‌های کوچک تا بزرگ و تصویرهای ابر و موج همراه شده است.

در این صفحه یاد می‌گیرید صفت انگلیسی را در جمله پیدا کنید و درست به کار ببرید. با مثال‌های ساده، انواع صفت را می‌شناسید و تفاوت صفت فاعلی و مفعولی را تشخیص می‌دهید. جمله «I have a bag» فقط می‌گوید کیف دارم. اگر بخواهید رنگ کیف را هم بگویید، به صفت نیاز دارید: «I have a red bag». با حذف «red»، جمله از نظر دستوری درست می‌ماند، اما رنگ کیف دیگر معلوم نیست. صفت به ما کمک می‌کند درباره یک اسم اطلاعات دقیق‌تری بدهیم.

برای شناخت صفت‌ها لازم نیست فهرستی از نام‌ها را حفظ کنید. کافی است بپرسید هر واژه درباره کدام اسم اطلاعات می‌دهد و در کجای جمله آمده است. با این روش، جای صفت را بهتر می‌فهمید، ترتیب چند صفت را یاد می‌گیرید و صفت ملکی را با ضمیر ملکی اشتباه نمی‌گیرید.

تفاوت «a boring game» و «a bored child» را هم با یک پرسش می‌توان فهمید: چه چیزی احساس را ایجاد می‌کند و چه کسی آن را تجربه می‌کند؟ بازی خسته‌کننده است و کودک احساس خستگی می‌کند. در ادامه، ساخت صفت تفضیلی و عالی و انتخاب صفت برای توصیف آسمان و دریا را نیز با جمله‌های کوتاه تمرین می‌کنید.

صفت در انگلیسی چیست و چه کاری در جمله انجام می‌دهد؟

صفت در انگلیسی یا adjective کلمه‌ای است که درباره اسم یا ضمیر اطلاعات بیشتری می‌دهد. این اطلاعات می‌تواند ویژگی یا حالت، تعداد یا تعلق را نشان دهد. برای تشخیص صفت، به جای حفظ‌کردن فهرستی از کلمه‌ها، از اسم جمله سؤال بپرسید: «چه نوع؟»، «کدام؟»، «چند تا؟» یا «متعلق به چه کسی؟». کلمه‌ای که پاسخ را می‌دهد، در توصیف و مشخص‌کردن آن اسم نقش دارد.

  • A happy child plays. یعنی «یک کودک شاد بازی می‌کند». اسم جمله child است. می‌پرسیم «چه نوع کودکی؟» و پاسخ happy است. پس happy صفت است و پیش از اسم آمده است. عبارت a happy child نیز همین رابطه را نشان می‌دهد.
  • The sea is calm. یعنی «دریا آرام است». می‌پرسیم «دریا چه حالتی دارد؟» و پاسخ calm است. این بار صفت بعد از فعل ربطی is آمده و حالت اسم sea را بیان می‌کند. بنابراین صفت همیشه کنار اسم قرار نمی‌گیرد.
  • My two books are new. یعنی «دو کتاب من نو هستند». my به پرسش «متعلق به چه کسی؟»، two به «چند تا؟» و new به «چه نوع کتاب‌هایی؟» پاسخ می‌دهد. این جمله نشان می‌دهد چند کلمه می‌توانند از جنبه‌های متفاوت درباره یک اسم اطلاعات بدهند.

پرسش «کدام؟» هم برای تشخیص کلمه‌هایی مانند that در عبارت that book کاربرد دارد: «کدام کتاب؟ آن کتاب». در آموزش مقدماتی، کلمه‌هایی مانند my، two و that را معمولاً در گروه صفت‌های ملکی، شمارشی و اشاره‌ای بررسی می‌کنند؛ هرچند در بعضی دستورهای زبان، آن‌ها «تعیین‌کننده» نام دارند. فعلاً مهم‌تر از نام گروه این است که بفهمید هر کلمه چه اطلاعاتی به اسم اضافه می‌کند.

یک راه بررسی دیگر، پیدا کردن جای کلمه است: صفتِ ویژگی‌نما اغلب پیش از اسم می‌آید، مانند happy، یا پس از فعل ربطی قرار می‌گیرد، مانند calm. این روش به شما کمک می‌کند نقش صفت را در جمله تشخیص دهید، نه اینکه فقط معنی آن را حفظ کنید.

صفت در کجای جمله می‌آید و ترتیب آن چگونه است؟

برای تشخیص جای صفت، اول ببینید قرار است اسم را همراهی کند یا درباره آن خبری بدهد. اگر صفت همراه اسم بیاید، معمولاً پیش از آن قرار می‌گیرد: a beautiful garden یعنی «یک باغ زیبا». در این عبارت، beautiful درست پیش از garden آمده است. اما اگر جمله با یک فعل ربطی درباره باغ چیزی بگوید، صفت پس از فعل می‌آید: The garden is beautiful یعنی «باغ زیباست». پس برای انتخاب جای صفت، فقط به معنی فارسی نگاه نکنید؛ ساختار جمله را هم بررسی کنید.

رایج‌ترین فعل ربطی be است که در مثال بالا به شکل is دیده می‌شود. فعل‌های seem، look، feel، sound و become هم می‌توانند همین نقش را داشته باشند. برای نمونه، The bag looks small یعنی «کیف کوچک به نظر می‌رسد». اینجا small پس از looks آمده، نه پیش از اسم bag. یک راه تمرین این است: اسم را پیدا کنید و بپرسید «صفت کنار اسم است یا پس از فعل، درباره آن توضیح می‌دهد؟»

وقتی چند صفت پیش از یک اسم می‌آیند، ترتیب معمول آن‌ها از راست به چپ حدس زده نمی‌شود. از صفت نزدیک‌تر به ابتدای عبارت شروع کنید و این مسیر را دنبال کنید: نظر، اندازه، سن، شکل، رنگ، منشأ و جنس.

نوبت نوع نمونه
۱ نظر beautiful
۲ اندازه small
۳ سن old
۴ شکل round
۵ رنگ blue
۶ منشأ Italian
۷ جنس leather

لازم نیست همه این نوع صفت‌ها را هم‌زمان به کار ببرید؛ معمولاً دو یا سه صفت کافی است. مثلاً a small blue bag طبیعی است، چون «اندازه» پیش از «رنگ» آمده است. در مقابل، a blue small bag در گفتار معمول نامعمول به نظر می‌رسد. برای تمرین، دو ویژگی ساده برای یک وسیله انتخاب کنید؛ مثلاً «کوچک» و «آبی». جای هر ویژگی را در جدول پیدا کنید و سپس عبارت انگلیسی را بسازید. با این روش، به‌جای حفظ‌کردن چند عبارت جداگانه، ترتیب را خودتان تشخیص می‌دهید.

انواع اصلی صفت انگلیسی کدام‌اند؟

برای تشخیص نوع صفت، به معنایی نگاه کنید که به اسم اضافه می‌کند. آیا ویژگی آن را می‌گوید، تعدادش را مشخص می‌کند یا نشان می‌دهد درباره کدام مورد صحبت می‌کنیم؟ این پرسش‌ها از حفظ‌کردن فهرست نام‌ها کاربردی‌ترند. جدول زیر دسته‌های رایج را کنار هم می‌گذارد تا هنگام خواندن یا ساختن جمله، نقش هر صفت را سریع‌تر تشخیص دهید.

نوع کارکرد مثال
توصیفی ویژگی یا کیفیت اسم را بیان می‌کند. a red ball
کمّی مقداری نامشخص را نشان می‌دهد. some water
عددی تعداد مشخصی را بیان می‌کند. three books
اشاره مشخص می‌کند کدام اسم منظور است. this class
پرسشی درباره انتخاب یا ویژگی اسم سؤال می‌سازد. which lesson?
توزیعی به اعضای یک گروه، جداگانه اشاره می‌کند. each child
خاص از نام خاص ساخته می‌شود و وابستگی را نشان می‌دهد. an Iranian student
مرکب از چند جزء ساخته می‌شود و یک ویژگی را می‌رساند. a well-known teacher
ملکی رابطه تعلق یا ارتباط با شخص را مشخص می‌کند. my book
فاعلی با ساختار فعلی، ویژگی اثرگذار را توصیف می‌کند. an exciting game
مفعولی با ساختار فعلی، وضعیت فرد اثرپذیر را توصیف می‌کند. an excited child

این دسته‌بندی بر اساس نقش معنایی صفت است، نه صرفاً شکل ظاهری آن. بنابراین یک واژه ممکن است در بافت‌های متفاوت، تحلیل متفاوتی داشته باشد. برای تشخیص دقیق، صفت را جدا از عبارت حفظ نکنید؛ ببینید همراه اسم چه پرسشی را پاسخ می‌دهد. «چند تا؟» شما را به صفت عددی می‌رساند و «کدام؟» معمولاً نشانه صفت اشاره، پرسشی یا توزیعی است. اگر پاسخ، ویژگی اسم باشد، سراغ دسته‌های توصیفی، خاص یا مرکب بروید.

برای تمرین، هر بار که به یک صفت می‌رسید، ابتدا اسم مرتبط با آن را پیدا کنید و سپس نقش معنایی‌اش را بررسی کنید. تفاوت صفت‌های فاعلی و مفعولی به بررسی دقیق‌تری نیاز دارد: شکل آن‌ها شبیه است، اما یکی معمولاً چیزی را توصیف می‌کند که احساسی ایجاد می‌کند و دیگری کسی را که آن احساس را تجربه می‌کند. کاربرد صفت ملکی و این دو گروه در بخش‌های بعد با جزئیات بیشتری توضیح داده می‌شود.

صفت ملکی در انگلیسی چیست و چه تفاوتی با ضمیر ملکی دارد؟

صفت ملکی نشان می‌دهد چیزی به چه کسی یا چه چیزی تعلق دارد. برای تشخیص آن، ببینید آیا پس از واژه ملکی، اسمِ چیزی که درباره‌اش صحبت می‌کنید آمده است یا نه. صفت‌های ملکی عبارت‌اند از my (مال من)، your (مال تو یا شما)، his (مال او؛ مرد)، her (مال او؛ زن)، its (مال آن)، our (مال ما) و their (مال آن‌ها). این واژه‌ها همیشه همراه اسم می‌آیند؛ مثلاً برای «کتاب من» می‌گوییم my book.

ضمیر ملکی زمانی به کار می‌رود که اسم را می‌دانیم و نمی‌خواهیم آن را تکرار کنیم. در هر ردیف جدول، دو جمله درباره یک مالک و یک وسیله‌اند. به جای حفظ‌کردن دو فهرست جداگانه، حضور یا نبودِ اسم را بررسی کنید:

صفت ملکی ضمیر ملکی
This is my book. (این کتاب من است.) This book is mine. (این کتاب مال من است.)
Is this your pencil? (این مداد توست؟) Is this pencil yours? (این مداد مال توست؟)
That is her bag. (آن کیف اوست.) That bag is hers. (آن کیف مال اوست.)
These are their toys. (این‌ها اسباب‌بازی‌های آن‌هاست.) These toys are theirs. (این اسباب‌بازی‌ها مال آن‌هاست.)

برای انتخاب صفت ملکی، به مالک توجه کنید، نه چیزی که مالک آن است. اگر مالک یک دختر باشد، هم her book و هم her books درست است؛ تعداد کتاب‌ها her را تغییر نمی‌دهد. جنسیت چیزی که متعلق به اوست نیز تغییری ایجاد نمی‌کند. اگر مالک چند نفر باشند، their می‌آید؛ حتی برای یک کتاب: their book. پس پیش از انتخاب واژه، از خود بپرسید «مالک کیست؟»

  • mine book نادرست است. mine ضمیر ملکی است و پیش از اسم نمی‌آید؛ شکل درست my book است.
  • its مالکیت را نشان می‌دهد: The cat eats its food. اما it’s کوتاه‌شده it is یا it has است. اگر بتوانید آن را با یکی از این دو جایگزین کنید، آپاستروف لازم است.

صفت فاعلی و صفت مفعولی انگلیسی چه تفاوتی دارند؟

صفت فاعلی در انگلیسی معمولاً به شکل -ing ساخته می‌شود و شخص، چیز یا موقعیتی را توصیف می‌کند که احساسی را ایجاد می‌کند: The game is exciting. یعنی بازی هیجان‌انگیز است؛ بازی باعث هیجان می‌شود. صفت مفعولی در انگلیسی معمولاً شکل -ed یا شکل سوم فعل دارد و حالت فرد یا چیزی را نشان می‌دهد که تحت تأثیر قرار گرفته است: The children are excited. یعنی بچه‌ها هیجان‌زده‌اند. آن‌ها هیجان را تجربه می‌کنند، نه اینکه لزوماً آن را ایجاد کنند.

برای انتخاب میان این دو، به جای حفظ‌کردن فهرست صفت‌ها، رابطه «علت و احساس» را پیدا کنید. این نمودار تصمیم کوتاه کمک می‌کند:

  • اسم موردنظر باعث ایجاد احساس یا اثر می‌شود؟ معمولاً شکل -ing را انتخاب کنید: an exciting game، یک بازی هیجان‌انگیز.
  • اسم موردنظر احساس را تجربه می‌کند یا اثر را می‌پذیرد؟ معمولاً شکل -ed یا شکل سوم فعل را انتخاب کنید: excited children، بچه‌های هیجان‌زده.
  • اگر شک دارید، بپرسید: «چه چیزی این احساس را ایجاد کرد و چه کسی آن را تجربه کرد؟» سپس صفت هرکدام را جداگانه انتخاب کنید.

این جفت‌جمله‌ها تفاوت را در موقعیت‌های ساده نشان می‌دهند:

  • The lesson is boring. درس خسته‌کننده است. The students are bored. زبان‌آموزان حوصله‌شان سر رفته است.
  • The story is interesting. داستان جالب است. My daughter is interested in the story. دخترم به داستان علاقه‌مند است.
  • The instructions are confusing. دستورالعمل‌ها گیج‌کننده‌اند. I am confused by the instructions. من با خواندن دستورالعمل‌ها گیج شده‌ام.
  • The exercise is tiring. تمرین خسته‌کننده است. We are tired after the exercise. ما بعد از تمرین خسته‌ایم.

نام‌های «فاعلی» و «مفعولی» در اینجا نقش دستوری کلمه در همان جمله را تعیین نمی‌کنند. در I am bored، واژه I فاعل دستوری جمله است، اما احساس را تجربه می‌کند؛ پس bored درست است. در The lesson is boring نیز درس فاعل دستوری است، اما معیار انتخاب boring این است که علت احساس محسوب می‌شود. در فعل‌های بی‌قاعده، شکل اثرپذیرفته همیشه به -ed ختم نمی‌شود؛ مثلاً a broken toy یعنی اسباب‌بازی شکسته.

نمودار تصمیم برای انتخاب صفت فاعلی یا مفعولی انگلیسی انتخاب صفت انگلیسی اثر را ایجاد می‌کند؟ یا احساس را می‌گیرد؟ ایجادکنندهٔ اثر دریافت‌کنندهٔ حس صفت فاعلی: ing صفت مفعولی: ed بازی هیجان‌انگیز کودکان هیجان‌زده
صفت فاعلی و صفت مفعولی انگلیسی چه تفاوتی دارند؟

صفت تفضیلی و عالی چگونه ساخته می‌شود؟

صفت در انگلیسی سه درجه دارد: ساده برای بیان یک ویژگی، تفضیلی برای مقایسه دو چیز و عالی برای مشخص‌کردن یک مورد در میان یک گروه. برای ساختن شکل درست، اول صفت را بشناسید و بعد ببینید درباره یک چیز صحبت می‌کنید، دو چیز را مقایسه می‌کنید یا یک مورد را از میان چند مورد انتخاب می‌کنید.

  1. درجه ساده را مشخص کنید. در جمله‌ای مانند «This book is big»، فقط اندازه کتاب بیان می‌شود. هنوز مقایسه‌ای وجود ندارد.
  2. برای مقایسه دو چیز، شکل تفضیلی بسازید. به بیشتر صفت‌های کوتاه‌تر -er اضافه کنید: tall به taller تبدیل می‌شود. برای بسیاری از صفت‌های بلندتر، more را پیش از صفت بیاورید: more interesting.
  3. برای انتخاب یک مورد از میان یک گروه، شکل عالی بسازید. به بیشتر صفت‌های کوتاه‌تر -est اضافه کنید: tallest. برای بسیاری از صفت‌های بلندتر، از most استفاده کنید: most interesting.
  4. املای صفت را بررسی کنید. در big حرف آخر تکرار می‌شود: bigger و biggest. در happy حرف y به i تغییر می‌کند: happier و happiest. اگر صفت به e ختم شود، فقط r یا st اضافه می‌شود؛ مانند nicer و nicest.
صفت تفضیلی عالی
big bigger biggest
happy happier happiest
nice nicer nicest
interesting more interesting most interesting
good better best
bad worse worst
far farther / further farthest / furthest

در صفت تفضیلی، than دو طرف مقایسه را به هم وصل می‌کند: «My bag is bigger than your bag.» یعنی کیف من از کیف تو بزرگ‌تر است. در صفت عالی، معمولاً the پیش از صفت می‌آید: «This is the biggest bag in the class.» یعنی این بزرگ‌ترین کیف کلاس است.

شکل‌های good، bad و far را با افزودن پسوند نسازید؛ شکل‌های آن‌ها در جدول آمده است. برای تمرین، یک صفت آشنا انتخاب کنید و آن را در هر سه درجه به کار ببرید. سپس بررسی کنید آیا جمله شما به مقایسه دو چیز نیاز دارد یا انتخاب یک مورد از میان یک گروه.

برای آسمان و دریا از چه صفت‌هایی استفاده کنیم؟

برای پیدا کردن صفت مناسب، یک عکس واقعی از ساحل را مبنا قرار دهید: آسمان آبی و بدون ابر است و سطح دریا موج‌های کوتاه دارد. به‌جای پرسیدن «صفت آسمان چیست؟» بپرسید «کدام ویژگی آسمان را می‌خواهم توصیف کنم؟» آسمان و دریا صفت ثابت ندارند. واژه مناسب به ویژگی موردنظر و وضعیت آن‌ها در همان لحظه بستگی دارد. در عکس دیگری، آسمان ممکن است ابری باشد و دریا موج‌های بلند داشته باشد.

برای توصیف آسمان، اول به رنگ، ابرها و میزان روشنایی نگاه کنید. سپس از میان این صفت‌ها، واژه‌ای را انتخاب کنید که با تصویر سازگار است:

  • blue یعنی آبی؛ a blue sky یعنی یک آسمان آبی.
  • clear یعنی صاف و بی‌ابر؛ a clear sky یعنی یک آسمان صاف.
  • cloudy یعنی ابری؛ a cloudy sky یعنی یک آسمان ابری.
  • bright یعنی روشن؛ a bright sky یعنی یک آسمان روشن.
  • dark یعنی تاریک؛ a dark sky یعنی یک آسمان تاریک.

حالا به بخش دریای عکس نگاه کنید. برای انتخاب صفت دریا، رنگ و شکل موج‌ها را بررسی کنید. بعضی ویژگی‌ها، مانند عمق، همیشه از روی عکس مشخص نمی‌شوند. در این حالت، فقط وقتی از آن‌ها استفاده کنید که اطلاعات بیشتری درباره دریا دارید.

  • deep یعنی عمیق؛ a deep sea یعنی یک دریای عمیق.
  • calm یعنی آرام و کم‌موج؛ a calm sea یعنی یک دریای آرام.
  • rough یعنی متلاطم و پرموج؛ a rough sea یعنی یک دریای متلاطم.
  • blue یعنی آبی؛ a blue sea یعنی یک دریای آبی.
  • vast یعنی پهناور؛ a vast sea یعنی یک دریای پهناور.

تمرین کنید: اگر در عکس آسمان بی‌ابر و آبی است، جای خالی را پر کنید: a ___ blue sky. اگر دریا موج‌های کوتاه دارد، بنویسید: a ___ sea. حالا فرض کنید می‌دانید همان دریا عمیق است؛ دو صفت را در عبارت a calm ___ sea به کار ببرید. پاسخ‌ها به‌ترتیب clear، calm و deep هستند. به این ترتیب، عبارت‌های a clear blue sky و a calm deep sea را بر پایه ویژگی‌های مشخص ساخته‌اید، نه با انتخاب تصادفی صفت‌ها.

منشوری شفاف کنار صدف و سنگ‌ریزه روی ساحل، با دریای آرام و آسمان آبی نیمه‌ابری در پس‌زمینه دیده می‌شود.

پرسش‌های متداول

صفت چیست در انگلیسی؟

صفت در انگلیسی کلمه‌ای است که ویژگی، مقدار، حالت یا تعلق یک اسم یا ضمیر را مشخص می‌کند. برای تشخیص آن، بپرسید آن اسم «چه‌جور»، «چقدر» یا «متعلق به چه کسی» است.

صفت فاعلی چیست انگلیسی؟

صفت فاعلی معمولاً به ing ختم می‌شود و چیزی یا کسی را توصیف می‌کند که احساس یا اثری را ایجاد می‌کند؛ مانند interesting در an interesting book، یعنی «کتابی که جذابیت ایجاد می‌کند».

صفت در انگلیسی چیست با مثال؟

صفت کلمه‌ای است که اسم یا ضمیر را توصیف می‌کند. در جمله The sky is blue، کلمه blue صفت است و رنگ آسمان را بیان می‌کند.

صفت چیست با مثال انگلیسی؟

صفت کلمه‌ای است که ویژگی اسم یا ضمیر را نشان می‌دهد و می‌تواند پیش از اسم یا پس از فعل ربطی بیاید. در a blue sky صفت blue پیش از اسم sky آمده است؛ در The sky is blue، پس از فعل ربطی is قرار دارد.

مقالات مرتبط

مشاهده همه ←
مهمان

حروف داخل تصویر را وارد کنید. به بزرگ و کوچک بودن حساس نیست.