آراد به کلاس رفت، آراد کتاب را باز کرد و آراد شروع به خواندن کرد؛ در این صفحه میبینید ضمیر چگونه جای تکرار «آراد» را میگیرد. با تعریف ساده، مثالهای کوتاه و تمرین تشخیص در جمله یاد میگیرید ضمیر انگلیسی را پیدا کنید و هنگام جملهسازی بهدرستی به کار ببرید.
به این دو جمله نگاه کنید: «Arad opened the book. Arad started reading.» اگر در جمله دوم بهجای نام آراد از «He» استفاده کنیم، متن روانتر میشود: «Arad opened the book. He started reading.» کلمه «He» به آراد اشاره میکند. خواننده میداند چه کسی شروع به خواندن کرده است، بیآنکه نام او دوباره نوشته شود. این همان کار اصلی ضمیر است: بهجای اسم یا شخصی که دربارهاش صحبت میکنیم میآید.
البته انتخاب ضمیر فقط به پیدا کردن یک اسم ختم نمیشود. باید ببینید آن اسم در جمله چه نقشی دارد. در «She plays football»، کلمه «She» انجامدهنده کار است. اما در «I called her»، کلمه «her» کسی را نشان میدهد که با او تماس گرفتهاند. هر دو میتوانند به یک نفر اشاره کنند، ولی جای یکسانی در جمله ندارند. با دقت به نقش کلمه، انتخاب بین ضمیر فاعلی و مفعولی آسانتر میشود.
ضمیرها کاربردهای دیگری هم دارند. در «This bag is mine»، کلمه «mine» مالک کیف را نشان میدهد. در «The boy who plays football is my friend»، کلمه «who» اطلاعات بیشتری درباره «the boy» میدهد و بخشهای جمله را به هم وصل میکند. گاهی نیز یک کلمه مثل «this» بهتنهایی به چیزی اشاره میکند. برای شناخت این موارد، باید به کلمههای اطراف ضمیر توجه کنید، نه فقط شکل آن.
در بخشهای بعد، ضمیرها را با جایگزین کردن اسم در جملههای کوتاه بررسی میکنیم. سپس یاد میگیرید مرجع هر ضمیر را پیدا کنید و ضمیر را با صفتی مانند «my» در «my book» اشتباه نگیرید. این روش را میتوان به تمرین تشخیص و جملهسازی تبدیل کرد: اول اسم تکراری را پیدا کنید، بعد نقش آن را بسنجید و در پایان ضمیر مناسب را جای آن بگذارید.
ضمیر در انگلیسی چیست و چه کاری انجام میدهد؟
ضمیر در انگلیسی واژهای است که بهجای اسم یا عبارت اسمی میآید. وقتی نام یک شخص یا چیز را گفتهایم، میتوانیم در جمله بعدی با ضمیر به آن اشاره کنیم. این کار از تکرار بیدلیل جلوگیری میکند و جمله را روانتر میسازد. برای پاسخ به پرسش «ضمیر چیست انگلیسی»، بهتر است بهجای حفظ کردن یک تعریف، ببینیم ضمیر در جمله جای چه واژهای نشسته است.
این دو جمله را بخوانید: Ali is a student. Ali is 14. معنی آنها روشن است، اما نام Ali تکرار شده است. حالا جمله دوم را تغییر دهید: Ali is a student. He is 14. در نسخه دوم، He بهجای Ali آمده است. خواننده میداند که He به علی اشاره دارد، چون نام او در جمله قبل آمده است. پس اگر کسی بپرسد «ضمیر چیست با مثال انگلیسی»، میتوانیم He را در همین مثال نشان دهیم: واژهای کوتاه که جای اسم را گرفته و معنی جمله را حفظ کرده است.
همین الگو برای عبارتهای اسمی هم کاربرد دارد. در جمله My new English book is on the desk. عبارت My new English book درباره یک کتاب مشخص است. اگر در جمله بعد بگوییم It is blue.، واژه It به همان کتاب اشاره میکند. ضمیر باید طوری انتخاب شود که مخاطب بتواند مرجع آن را تشخیص دهد. اگر در یک جمله درباره دو نفر صحبت کردهاید، استفاده از He یا She همیشه کافی نیست؛ گاهی لازم است دوباره نام شخص را بیاورید تا جمله مبهم نشود.
برای انتخاب ضمیر به چه چیزهایی توجه کنیم؟
- شخص: گوینده درباره خودش حرف میزند یا درباره فرد دیگری؟ برای «من» از I و برای اشاره به علی از He استفاده میکنیم.
- شمار: درباره یک نفر یا چند نفر صحبت میکنیم؟ در Sara is here. She is ready. ضمیر She به یک نفر اشاره دارد. در Ali and Sara are here. They are ready. ضمیر They به دو نفر اشاره میکند.
- جنسیت: هنگام اشاره به یک شخص، ممکن است انتخاب ضمیر به جنسیت او بستگی داشته باشد. در مثالهای ساده، برای علی He و برای سارا She به کار میرود.
- نقش در جمله: ضمیرِ انجامدهنده کار با ضمیری که کار روی او انجام میشود، یکسان نیست. مقایسه کنید: He sees Sara. یعنی او سارا را میبیند؛ اما در Sara sees him.، واژه him جای علی آمده است.
برای تمرین، هر بار یک نام را در دو جمله کوتاه تکرار کنید و سپس ببینید آیا میتوان بار دوم آن را با ضمیر جایگزین کرد یا نه. مثلاً Mina likes games. Mina plays every day. را به Mina likes games. She plays every day. تبدیل کنید. بعد از خود بپرسید: «ضمیر جای کدام اسم آمده است؟» و «آیا خواننده میفهمد به چه کسی اشاره میکنم؟» این تمرینِ تشخیص و جملهسازی کمک میکند ضمیر را در کاربرد واقعی یاد بگیرید، نه فقط در یک فهرست از واژهها.

ضمیر به کدام اسم اشاره میکند؟
برای فهمیدن اینکه یک ضمیر به چه کسی یا چه چیزی اشاره میکند، باید به اسمهای جمله و جملههای اطراف آن نگاه کنید. اسمی که ضمیر به آن برمیگردد، مرجع ضمیر نام دارد. در مثال «Sara is reading a book. She likes the story»، اسم Sara مرجع ضمیر she است. خواننده از جمله اول میفهمد چه کسی کتاب میخواند؛ در جمله دوم، she همان شخص را نشان میدهد. اگر فقط جمله دوم را ببینیم، نمیتوانیم با اطمینان بگوییم she به چه کسی اشاره دارد.
نمودار ارجاع
- اسم: Sara → ضمیر: she → شخص موردنظر: سارا
- جمله اول: Sara is reading a book.
- جمله بعد: She likes the story.
برای پیدا کردن مرجع، از خودتان بپرسید: «اگر ضمیر را با اسم عوض کنم، معنی جمله روشن میماند؟» در مثال بالا، جمله دوم میشود «Sara likes the story». معنی تغییر نمیکند؛ فقط اسم بهجای ضمیر آمده است. این روش در خواندن متنهای انگلیسی کمک میکند مسیر اشاره را گم نکنید. بهویژه وقتی چند نفر در یک داستان حضور دارند، صرف پیدا کردن نزدیکترین اسم کافی نیست. باید ببینید ضمیر با کدام اسم از نظر معنی و شکل جمله هماهنگ است.
گاهی یک ضمیر میتواند به بیش از یک اسم اشاره کند. مثال «Sara talked to Mina when she arrived» را بخوانید. چه کسی رسید: سارا یا مینا؟ چون هر دو اسم به یک نفر اشاره دارند و she میتواند جای هرکدام بیاید، جمله دوپهلو است. اگر منظور سارا باشد، بنویسید: «When Sara arrived, she talked to Mina.» اگر منظور مینا باشد، میتوان نوشت: «Sara talked to Mina when Mina arrived.» تکرار اسم در اینجا اشتباه نیست؛ ابهام را برطرف میکند.
نمونه دیگری را ببینید: «Ali called Reza because he needed help.» ضمیر he میتواند به علی یا رضا برگردد. برای روشن شدن منظور، نام فرد را تکرار کنید: «Ali called Reza because Ali needed help.» خواننده نباید مجبور شود حدس بزند چه کسی کمک لازم داشته است. هنگام جملهسازی، متن را یک بار از دید کسی بخوانید که هیچ اطلاعاتی جز همان جملهها ندارد.
مرجع و ضمیر از نظر مفرد یا جمع بودن نیز باید با هم هماهنگ باشند. دو نمونه کوتاه را مقایسه کنید:
- «Sara has a game. She plays it.» سارا یک نفر است؛ she به سارا و it به بازی اشاره دارد.
- «Sara and Mina have a game. They play it.» سارا و مینا دو نفرند؛ they به هر دوی آنها اشاره دارد.
حالا جمله «The students opened their books. They started reading» را بررسی کنید. They به the students برمیگردد، نه به books؛ چون در این جمله دانشآموزان هستند که خواندن را شروع میکنند. این تمرین سه گام دارد: اسمهای ممکن را پیدا کنید، مفرد یا جمع بودنشان را بررسی کنید و معنی جمله را بسنجید. با همین گامها، هنگام آشنایی با انواع ضمیر نیز راحتتر تشخیص میدهید هر ضمیر جای چه اسمی نشسته است.
ضمیرهای فاعلی و مفعولی چه تفاوتی دارند؟
تفاوت ضمیر فاعلی و مفعولی به نقش آنها در جمله بستگی دارد. فاعل کار را انجام میدهد؛ مفعول کسی یا چیزی است که کار روی او انجام میشود. در جمله ساده «Sara calls Ali»، سارا تماس میگیرد و علی تماس را دریافت میکند. اگر نخواهیم اسمها را تکرار کنیم، میگوییم: «She calls him.» واژه «She» جای فاعل و «him» جای مفعول نشسته است. پس برای انتخاب ضمیر، ابتدا بپرس: «چه کسی کار را انجام میدهد؟» و بعد بپرس: «این کار روی چه کسی یا چه چیزی انجام میشود؟»
ضمیرهای فاعلی I, you, he, she, it, we, they هستند. در جملههای خبری ساده، معمولاً پیش از فعل میآیند: «We play online.» یعنی «ما آنلاین بازی میکنیم.» ضمیرهای مفعولی me, you, him, her, it, us, them معمولاً پس از فعل یا پس از حرف اضافه میآیند: «They invited us» یعنی «آنها ما را دعوت کردند» و «She sits next to me» یعنی «او کنار من مینشیند.» به جای نگاه کردن به معنی فارسی ضمیر بهتنهایی، جای آن را در جمله هم بررسی کن.
| فاعلی | مفعولی | معنی | مثال |
|---|---|---|---|
| I | me | من / مرا | She helps me. |
| you | you | تو / تو را | I see you. |
| he | him | او / او را | We call him. |
| she | her | او / او را | They know her. |
| it | it | آن / آن را | I found it. |
| we | us | ما / ما را | He joins us. |
| they | them | آنها / آنها را | She invites them. |
یک الگوی کوتاه برای جملهسازی این است: فاعل + فعل + مفعول. برای نمونه، «I message her» یعنی «من به او پیام میدهم.» «I» فرستنده پیام و «her» دریافتکننده آن است. حالا اگر فرستنده عوض شود، میتوان گفت: «They message her.» اگر دریافتکننده عوض شود، میتوان گفت: «I message them.» در هر تغییر، ضمیری را انتخاب میکنیم که با نقش همان شخص در جمله هماهنگ باشد. این روش بهویژه وقتی درباره دوستان، اعضای تیم یا همگروهیهای خود حرف میزنی، کاربرد دارد.
دو خطای رایج را پیدا کن
- «Me play football» نادرست است. کسی که فوتبال بازی میکند فاعل جمله است؛ بنابراین باید بگویی: «I play football.» «Me» برای جایگاه مفعول است، مانند «My friends call me»؛ یعنی «دوستانم مرا صدا میزنند.»
- «She likes he» نادرست است. «She» فاعل است، اما شخصی که او دوست دارد مفعول جمله است. شکل درست میشود: «She likes him.» همین تفاوت را در «He likes her» هم میبینی.
دو ضمیر «you» و «it» در هر دو نقش شکل یکسانی دارند. در «You help me»، واژه «you» فاعل است؛ اما در «I help you»، مفعول است. همچنین در «It works»، واژه «it» فاعل است و در «I fixed it»، مفعول است. پس یکسان بودن شکل این دو ضمیر به معنی یکسان بودن نقششان نیست. برای تمرین، جمله «My friends invited my brother» را به «They invited him» تبدیل کن: نخست فاعل و مفعول را مشخص کردهای، سپس برای هرکدام ضمیر مناسب گذاشتهای.
ضمیر ملکی در انگلیسی چیست و کجا به کار میرود؟
وقتی میخواهید بگویید چیزی متعلق به چه کسی است، همیشه لازم نیست نام آن چیز را تکرار کنید. در جمله «This book is mine»، واژه mine یعنی «مال من» و جای عبارت «my book» را میگیرد. به mine و واژههای مشابه آن ضمیر ملکی میگوییم. ضمیر ملکی بهتنهایی به مالکیت اشاره میکند و پس از آن اسم نمیآید. اگر مشخص نباشد درباره کدام کتاب یا وسیله حرف میزنید، ابتدا باید آن را در جمله یا گفتوگو مشخص کنید.
در مقابل، صفت ملکی همراه اسم میآید و پیش از آن قرار میگیرد. واژههای my, your, his, her, our و their صفت ملکی هستند. برای نمونه، در «my book» واژه my بهتنهایی جای کتاب را نمیگیرد؛ فقط نشان میدهد کتاب متعلق به من است. این دو جمله را کنار هم ببینید. هر دو یک مالک را نشان میدهند، اما ساختارشان متفاوت است:
| نوع | ساختار | جمله | معنی |
|---|---|---|---|
| صفت ملکی | my + book | This is my book. | این کتاب من است. |
| ضمیر ملکی | mine، بدون اسم | This book is mine. | این کتاب مال من است. |
در جمله اول، بعد از my اسم book آمده است. در جمله دوم، book پیشتر در جمله آمده و mine مالک آن را مشخص میکند؛ بنابراین نمیگوییم «mine book». همین الگو برای دیگر ضمیرهای ملکی هم کاربرد دارد. جدول زیر نشان میدهد وقتی اسم را در عبارت تکرار نمیکنیم، بهجای هر صفت ملکی از چه ضمیری استفاده میکنیم:
| مالک | صفت ملکی | ضمیر ملکی |
|---|---|---|
| من | my | mine |
| تو / شما | your | yours |
| او، مذکر | his | his |
| او، مؤنث | her | hers |
| ما | our | ours |
| آنها | their | theirs |
به تفاوت her و hers دقت کنید: «her phone» یعنی «گوشیِ او»، اما «This phone is hers» یعنی «این گوشی مال اوست». شکل his در هر دو کاربرد یکسان است: «his phone» و «This phone is his». ضمیر ملکی yours نیز میتواند به یک نفر یا چند نفر اشاره کند؛ بافت گفتوگو مشخص میکند منظور «مال تو» است یا «مال شما». برای تشخیص نقش واژه، به کلمه بعد از آن نگاه کنید: اگر اسم بلافاصله آمده باشد، با صفت ملکی روبهرو هستید.
اشتباههای رایج در جملهسازی
- «mine book» نادرست است، چون mine ضمیر ملکی است و پیش از اسم قرار نمیگیرد. اگر منظورتان «کتاب من» است، بگویید «my book». اگر کتاب از قبل مشخص شده، بگویید «This book is mine».
- «This is her» برای گفتن «این مال اوست» درست نیست. برای مالکیت بگویید «This is hers» یا اگر میخواهید نام وسیله را بیاورید، بگویید «This is her bag». البته «This is her» در بافت معرفی یک شخص میتواند به معنی «این خودِ اوست» به کار برود.
- «This bag is their» نادرست است، چون پس از their باید اسم بیاید. شکل درست جمله «This bag is theirs» است.
برای تمرین، یک وسیله آشنا مثل مداد یا هدفون انتخاب کنید. نخست با صفت ملکی جمله بسازید: «This is our pencil». سپس همان مالکیت را بدون آوردن اسم بعد از واژه ملکی بیان کنید: «This pencil is ours». در هر جمله از خود بپرسید: «آیا بعد از واژه ملکی اسم آمده است؟» اگر بله، صفت ملکی لازم دارید؛ اگر نه و خودِ وسیله مشخص است، ضمیر ملکی را انتخاب کنید.
ضمیر موصولی در انگلیسی چیست و چگونه دو جمله را وصل میکند؟
ضمیر موصولی در انگلیسی واژهای است که اطلاعات بیشتری درباره یک اسم میدهد و دو جمله مرتبط را به هم وصل میکند. بهجای اینکه درباره یک نفر یا یک چیز، دو جمله جدا بنویسیم، نام یا اشاره تکراری را حذف میکنیم و توضیح را کنار همان اسم میآوریم. این کار کمک میکند خواننده دقیقاً بفهمد درباره کدام دوست، بازی یا کتاب صحبت میکنیم.
دو جمله چگونه به یک جمله تبدیل میشوند؟
این دو جمله را بخوانید: The girl is my friend. She won the game. در جمله دوم، She به The girl اشاره میکند. پس هر دو جمله درباره یک دختر هستند. حالا توضیح «بازی را برد» را کنار The girl قرار میدهیم. چون درباره یک فرد صحبت میکنیم، از who استفاده میکنیم و She را حذف میکنیم:
- The girl is my friend. این دختر دوست من است.
- She won the game. او بازی را برد.
- The girl who won the game is my friend. دختری که بازی را برد، دوست من است.
در جمله نهایی، عبارت who won the game مشخص میکند منظور کدام دختر است. اگر هنوز در پیدا کردن جای این عبارت تردید دارید، یک پرسش ساده بپرسید: «کدام دختر؟» پاسخ «دختری که بازی را برد» است. پس توضیح باید بلافاصله پس از The girl بیاید، نه در انتهای جمله.
کدام واژه را انتخاب کنیم؟
| واژه | کاربرد | مثال |
|---|---|---|
| who | افراد | The boy who sings is my brother. |
| which | اشیا و حیوانات | The cat which sleeps here is mine. |
| that | افراد، اشیا و حیوانات در کاربردهای رایج | The book that I bought is interesting. |
| whose | مالکیت | The girl whose bag is blue is Sara. |
| where | مکان | This is the park where we play. |
برای انتخاب میان who و which، اول به اسمی نگاه کنید که قرار است دربارهاش توضیح بدهید. اگر آن اسم یک نفر است، مانند the boy، از who استفاده کنید. اگر یک وسیله یا حیوان است، مانند the book یا the cat، which انتخاب مناسبی است. that هم در بسیاری از جملههای روزمره برای افراد، اشیا و حیوانات به کار میرود. برای شروع، لازم نیست تفاوتهای پیشرفته این واژهها را حفظ کنید؛ مهم این است که اسمِ موردنظر و توضیح مربوط به آن را درست پیدا کنید.
whose وقتی به کار میرود که توضیح ما درباره چیزی باشد که به یک نفر تعلق دارد. در مثال جدول، کیف آبی متعلق به دختر است؛ عبارت whose bag is blue کمک میکند او را بشناسیم. where هم به یک مکان اشاره میکند. در جمله This is the park where we play، بخش where we play میگوید منظور کدام پارک است. این دو واژه نیز مثل نمونههای قبلی، توضیح را کنار اسم مربوط قرار میدهند.
برای تمرین، دو جمله This is the game. I like the game. را ببینید. اسم مشترک the game است. چون بازی یک چیز است، میتوانید بنویسید: This is the game that I like. حالا همین روش را برای دو جمله درباره یک دوست یا یک حیوان امتحان کنید: اسم مشترک را پیدا کنید، واژه مناسب را انتخاب کنید و از تکرار بیدلیل اسم خودداری کنید.
دیگر ضمیرهای پرکاربرد انگلیسی کداماند؟
بعضی ضمیرها فقط جای یک اسم را نمیگیرند؛ درباره همان اسم اطلاعاتی هم میدهند. برای مثال، نشان میدهند کار به خودِ انجامدهنده برگشته است، به چیزی نزدیک اشاره میکنند یا درباره هویت کسی سؤال میپرسند. برای شناخت این ضمیرها، به جای حفظکردن نام گروهها، به نقش آنها در جمله و مثالهای زیر توجه کنید.
ضمیرهای انعکاسی
- myself, yourself, himself, herself, itself, ourselves, yourselves, themselves وقتی به کار میروند که عمل به خودِ فاعل برگردد. در جمله She introduced herself to the class.، دانشآموز خودش را به کلاس معرفی کرده است؛ شخص معرفیکننده و شخص معرفیشده یکی هستند.
- به جمله They taught themselves to play chess. دقت کنید. ضمیر themselves نشان میدهد آنها به خودشان شطرنج یاد دادهاند. برای تشخیص این گروه، بپرسید: «آیا کسی که کار را انجام میدهد، دریافتکننده همان کار هم هست؟»
ضمیرهای اشاره
- this برای یک چیز نزدیک و that برای یک چیز دورتر است. مثلاً اگر یک بازی روی صفحه شما باز باشد، میتوانید بگویید: This is fun. اگر به بازی دیگری روی صفحه دوستتان اشاره کنید، میگویید: That is fun.
- these شکل جمعِ اشاره به نزدیک و those شکل جمعِ اشاره به دورتر است. These are my cards. یعنی «اینها کارتهای من هستند»؛ Those are your cards. یعنی «آنها کارتهای تو هستند».
- فرق ضمیر اشاره و صفت اشاره را از کلمه بعدی بفهمید. در This is new.، کلمه this بهتنهایی به یک چیز اشاره میکند و ضمیر است. در This book is new.، کلمه this پیش از اسم book آمده و آن را مشخص کرده است؛ پس صفت اشاره است.
ضمیرهای پرسشی
- who برای پرسیدن درباره شخص به کار میرود: Who is at the door? یعنی «چه کسی پشت در است؟» در پاسخ میتوان نام یک فرد را آورد.
- what درباره چیز یا موضوع سؤال میکند: What is in your bag? یعنی «چه چیزی در کیف توست؟» which معمولاً زمانی به کار میرود که میخواهیم از میان گزینههای مشخص انتخاب کنیم: Which is your favorite? یعنی «کدامیک موردعلاقه توست؟»
ضمیرهای نامعین
- این ضمیرها به شخص یا چیز مشخصی اشاره نمیکنند. در Someone left a notebook here.، ضمیر someone یعنی «کسی»؛ اما هنوز نمیدانیم آن شخص کیست. Someone is calling you. هم به فردی نامشخص اشاره دارد.
- nothing یعنی «هیچچیز». در جمله Nothing is in the box.، درباره چیز معینی حرف نمیزنیم؛ میگوییم جعبه خالی است. اگر در جملهای اسمِ مشخصی برای جایگزینی پیدا نکردید، بررسی کنید آیا با یک ضمیر نامعین روبهرو هستید.
برای تمرین، در هر مثال ابتدا ضمیر را پیدا کنید. بعد یک پرسش کوتاه از خودتان بپرسید: «عمل به خودِ فاعل برگشته؟ به نزدیک یا دور اشاره شده؟ سؤال مطرح شده؟ یا شخص و چیز نامشخص است؟» با همین چهار پرسش میتوانید نقش بسیاری از ضمیرهای پرکاربرد را در جمله تشخیص دهید و با هر گروه، یک جمله درباره کتاب، بازی یا فعالیتهای خودتان بسازید.
چگونه ضمیر را در جمله پیدا کنیم و با صفت اشتباه نگیریم؟
برای پیدا کردن ضمیر، از روی شکل واژه حدس نزنید. جمله را بخوانید و ببینید هر واژه چه کاری انجام میدهد. روش زیر کمک میکند ضمیر را از اسم و صفت جدا کنید؛ حتی وقتی واژهای مثل «آبی» بعد از فعل آمده است.
- اول فعل را پیدا کنید. در جملهٔ The sky is blue، فعل is است. حالا میتوانید بپرسید جمله دربارهٔ چه چیزی صحبت میکند و چه ویژگیای را به آن نسبت میدهد.
- نقش واژه را بسنجید. The sky چیزی است که جمله دربارهٔ آن صحبت میکند. Blue ویژگی آن را میگوید. پس «آسمان» اسم و «آبی» صفت است؛ آبی ضمیر نیست. صفت همیشه قبل از اسم نمیآید؛ گاهی مانند همین مثال، بعد از فعل قرار میگیرد.
- بررسی کنید واژه جای اسم نشسته است یا نه. در The sky is clear. It is blue، واژهٔ it در جملهٔ دوم بهجای the sky نشسته است. اگر بهجای it دوباره the sky بگذارید، منظور جمله تغییر نمیکند. این نشانهٔ خوبی برای تشخیص ضمیر است.
اگر میپرسید «صفت آسمان چیست؟»، پاسخ فقط یک واژه نیست. آسمان میتواند آبی (blue)، صاف (clear) یا پهناور (vast) باشد. در a clear sky، صفت پیش از اسم آمده است؛ در The sky is clear، همان صفت پس از فعل آمده است. در هر دو حالت، clear آسمان را توصیف میکند و جای آن ننشسته است.
برای دریا هم میتوان دستکم دو صفت آورد: آرام (calm) و مواج (wavy). در The sea is calm، «دریا» اسم و «آرام» صفت است. در The sea is wavy. It looks beautiful، واژهٔ wavy ویژگی دریا را بیان میکند، اما it بهجای «دریا» آمده است. همین پرسش ساده را به خاطر بسپارید: «واژه چیزی را توصیف میکند یا بهجای آن مینشیند؟»
تمرین تشخیص
در پنج جملهٔ زیر، فعل را پیدا کنید. سپس ضمیر را مشخص کنید و نوع آن را بگویید. پیش از دیدن پاسخها، یک بار جمله را بدون ضمیر بخوانید و ببینید به کدام اسم اشاره دارد.
- Sara watches the sky. She smiles.
- The sky is blue. It looks clear.
- Ali photographs the sea. He likes it.
- This is a drawing of the sea.
- The blue notebook is mine.
پاسخها: ۱. She ضمیر فاعلی است و به سارا اشاره دارد. ۲. It ضمیر فاعلی و جایگزین آسمان است. ۳. He ضمیر فاعلی و it ضمیر مفعولی است؛ it به دریا اشاره دارد. ۴. This ضمیر اشاره است و به یک نقاشی اشاره میکند. ۵. Mine ضمیر ملکی است و مالکیت دفتر را نشان میدهد. در جملهٔ سوم، دو ضمیر با دو نقش متفاوت داریم؛ پس هر واژه را جداگانه بررسی کنید.
تمرین جایگزینی
- Sara sees the sky. اسم «سارا» را با ضمیر عوض کنید. پاسخ: She sees the sky.
- The sea is calm. The sea looks blue. تکرار دوم «دریا» را حذف و ضمیر مناسب را جایگزین کنید. پاسخ: The sea is calm. It looks blue.
در هر دو تمرین، ضمیر جای یک اسم مشخص را گرفته است. اما اگر «آرام» یا «آبی» را حذف کنید، دیگر ویژگی دریا بیان نمیشود. این تفاوت، راه تشخیص صفت از ضمیر در جمله است.
پرسشهای متداول
ضمیر چیست در انگلیسی؟
ضمیر واژهای است که جای اسم میآید تا لازم نباشد آن را تکرار کنیم. برای مثال، در جمله «Sara is happy. She is smiling»، واژه «She» جای «Sara» آمده است.
ضمیر چیست با مثال انگلیسی؟
ضمیر در انگلیسی جای اسم را میگیرد. بهجای «Sara has a book. Sara reads the book»، میگوییم «Sara has a book. She reads it»؛ واژههای «She» و «it» جای «Sara» و «the book» آمدهاند.
