قسمت ۱۰ | سامی به جولیا فخر میفروشه! | اینترلن

۵۱ نمایش

ویدئو Sport-man

قسمت دهم از سری ویدئوهای آموزشی Sammy and Julia
سطح: مقدماتی و متوسط (Elementary -Intermediate)
گرامر: زمان حال جاری-   Present progressive

در ویدئو Sport-man شما زبان آموزان عزیز با انواع ورزش ها و افعال مناسب و چگونگی استفاده از آنها در جمله آشنا می شوید. برای تسلط کامل حتما تمرین ها انجام داده و فایل ترجمه پیوست شده را مطالعه بفرمایید و دیدگاه خود را از آسان و یا دشوار بودن ویدئو برای دوستان خود در انتهای صفخه به اشتراک بگذارید.

جولیا: سلاااام ساااامی!

سامی: سلام جولیا!

جولیا: چیکار داری میکنی؟

سامی: با گوشیم کار میکنم.

جولیا: که اینطور! با گوشیت چیکار میکنی؟ نکنه داری یه پیام کوتاه رمانتیک برام میفرستی؟

سامی:  دارم به یه سری عکس نگاه میکنم.

جولیا: آهان، که اینطور. خوباشو پیدا کردی؟

سامی:  اره! می خوای چنتا عکس از ورزش کردنم ببینی؟ خیلی خوبم تو ورزش.

جولیا: اره چرا که نه!

سامی: خیلی هم خوب، اینجا یکی هست. این منم دارم تنیس بازی میکنم.

جولیا: چی؟! تو که تنیس بازی نمی کنی! تو فقط …

سامی: آها و این یکی… این منم و این پدرمه.

جولیا: آهان، درسته. بعد شما دارین تنیس بازی می کنین؟

سامی: چی؟! ما تنیس بازی نمی کنیم! داریم بوکس بازی می کنیم.

جولیا: آها، که اینطور… درسته، البته. شما بوکس بازی می کنین. چقد خنگم!

سامی: یکی دیگم هست.

جولیا: اوه، این خواهرته!

سامی: درسته.

جولیا: و اون داره .. ببخشید، چیکار داره می کنه؟

سامی: گلف بازی می کنه!

جولیا: داره گلف بازی می کنه؟! اما کجاست …

سامی: تو مثل اینکه خیلی از ورزش خوشت نمیاد نه!

جولیا: من عاشق ورزشم!

سامی: اما چیزی راجب ورزش نمی دونی! می دونی؟

جولیا: من خیلی چیزا راجب ورزش می دونم، اما عکسای تو .. منظورم اینه، این یکی رو ببین. اینجا دوباره داری گلف بازی می کنی؟

سامی: نه، دارم بدمینتون بازی می کنم. اینم نمی تونی بگی!

جولیا: نه!

سامی: یکی دیگه نشونت می دم.

جولیا: نه، عیبی نداره. واقعا میگم تو …

سامی: خب این یکی چی؟ اینجا دارم چیکار می کنم؟

جولیا: نمی دونم، شاید داری تو تیم انگلیس فوتبال بازی می کنی!

سامی: وای مرسی!

جولیا: خب؟

سامی: کریکت.

جولیا: واقعا؟

سامی: خب، تو این یکی چیکار می کنم؟ اینجا چیکار میکنم؟

جولیا: عین خنگا میپری!

سامی: هه هه، بامزه بود! نخیر، دارم شنا می کنم. بابام و من مسابقه گذاشتیم.

جولیا: خیله خب، پس اگر داری شنا می کنی، پس چرا داری می خندی؟ منظورم اینه که، نمی تونی هم بخندی هم سریع شنا کنی!

سامی: اما دارم می برم! بابام رو نگاه کن، فقط صورتشو ببین. می تونی ببینی که داره می بازه. و می دونه که من بهترینم. بعد نگاه کن …

جولیا: نه سامی. دیگه نم خوام هیچ عکسی رو ببینم. گوش کن سامی، اول اینکه تو همیشه راجب خودت داری حرف می زنی! دوم اینکه، همیشه به عکسای خودت نگاه می کنی.

سامی: و سوم؟

جولیا:  سوم! خب سوم اینکه اینا اصلا ورزش نیستن! اینا فقط بازی های احمقانه اس توی کامپیوتر تو!

سامی: نخیرم نیستن! اونا مثل … مثل … می دونی ورزشای واقعی ان!

جولیا: چطور سامی؟ چطور اینا مثل ورزشای واقعی ان؟

سامی: حتی آسیب هم میبینی توشون!

جولیا: هوم .. (پوزخند)

لغات و اصطلاحات:
لغتمعناساختار
romanticعاشقانهصفت
pretty-goodتقریبا-خوبقیدحالت
playing-tennisتنیس-بازی-کردنفعل
playing-footballفوتبال-بازی-کردنفعل
playing-golfگلف-بازی-کردنفعل
playing-badmintonبدمینتون-بازی-کردنفعل
boxingبازی-بکسفعل
swimmingشناکردنفعل

جملات در هم ریخته زیر را مرتب کنید.

گزینه درست را انتخاب کنید.

جملانت و سوالات در هم ریخته زیر را مرتب کنید. 

آیا شما هم گالری گوشیتون پر از عکسهای سلفی از خودتونه؟ به نظرتون عکاسی جالبه؟ [English please]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دانلود ترجمه مکالمه

منابع: اینترلن

فروردین ۱۸, ۱۳۹۹

۰ پاسخ به "قسمت ۱۰ | سامی به جولیا فخر میفروشه! | اینترلن"

    ارسال یک پیام

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    X